قهرمانان اسبق جهان

تاریخ ثبت مقاله: 1389/12/01

قهرمانان جهان

 

هر یک از بازیکنان بزرگ گذشته و استادان بزرگ پیشگام امروز، راه و روش خاص خود را براى دستیابى به تکنیک و روانشناسى شطرنج داشته و دارند. بعضى از آنها قصد دارند حوادث را کنترل و احتمال زیان و ضرر را کاهش دهند. بعضى دیگر سعى میکنند بازى را بدست حوادث بسپارند و با ایجاد شرایط بهتر و استفاده از قوه تشخیص خود، وضعیت را محاسبه و براى ادامه بازى تصمیم بگیرند. بعضى شان خالصانه علاقمند به بازى و مکانیزم  هاى آن هستند، بعضى دیگر به دفعات زیادى ببازى مىپردازند. یک روش معتبر براى پیشرفت در شطرنج، انتخاب یکى از استادان بزرگ و اجرا و مطالعه تعداد زیادى از بازیهاى اوست.سعى کنید از او بعنوان یک مدل براى روش بازى خود و تاکتیکهاى شطرنجى تان استفاده کنید. در این بخش نگاهى داریم به تعدادى از قهرمانان گذشته و حال و خصوصیات و نکات جالب توجه زندگى شطرنجى شان را مورد کنکاش قرار مىدهیم.

 

پاول مورفى            ۸۴–۱۸۳۷

 

"غرور و اندوه شطرنج"، مورفى بازیکن بزرگى بود. اما مقام واقعى او وقتى با دیگران مقایسه میشود حتى امروز بعد از گذشت نزدیک به صد سال از مرگش، بصورت یک معما باقى مىماند.

در میان تمام آنهائى که در زمان خودشان بعنوان بهترین بازیکی شناخته شده اند، او کوتاه ترین دوره زندگى فعال را داشت و هرگز رقیبى را ملاقات نکرد که او را تهدید به شکست کند.شهرت او نتیجه بیش از هفتاد و پنج بازى مهم و جدى و تعداد زیادى پیروزى هاى فىالبداهه درخشان است.

مورفى زمانیکه بیش از ۱۲ سال نداشت بخاطر مغلوب ساختن استاد لونتال که براى شرکت در یک سرى مسابقات دوستانه از شهر زادگاه او، نیواورلئان بازدید میکرد،اعجوبه نامیده شد.سپس د رسال ۱۸۵۷ اتفاقى رخ داد که بگونه اى قابل نام و مقام مورفى را زبانزد همه ساخت. این اتفاق، اولین گردهمائى شطرنج در آمریکا بود که در    نیویورک برگذار شدو خوشبختانه زمانى به وقوع پیوست که مورفى از لحاظ تکنیکى در شرایط مطلوبى بسر میبرد.

نظیر چنین خوش شانسى هائى در زندگى بعضى از بازیکنان از جمله- و برجسته تر از همه لاسکر و فیشر- پیش آمد.

گردهمائى بعنوان یک سرى مسابقات ممتاز و عالى طبقه بندى شد و مورفى قبل از شکست لوئیس پالسن با نتیجه ۶ بر ۲ در فینال، بر هر سه رقیب اولش برترى یافت.

پالسن  بعدها حقانیت خود را بعنوان یک بازیکن عالى و یک استراتژیست به اثبات رساند. یک قرن بعد، بسیارى از ایده هاى او در مورد گشایش ها توسط استادان بزرگ مورد استفاده قرار گرفت. اینکه مورفى توانست این استاد دفاع را شکست دهد شاید نشانه و دلیل بهترى از توانائى او نسبت به پیروزى فوق العاده تحسین برانگیزش بر آندرسن باشد.

موفقیت هاى مورفى نتیجه درک او از وضعیتهاى بسط یافته است: لزوم گسترش سریع مهره ها در گشایش هاى کلاسیک جناح شاه و بدست گرفتن ابتکار عمل با روشى صرفه جویانه بدون آنکه حرکات زائد و اتلاف وقت انجام دهد. عموماً معاصران مورفى یا بدون برخوردارى از حمایت سیستم گشایشى دقیقى دست به حمله میزدند یا نوعى شطرنج نمایشى بازى مىکردند که توام با حرکات نامربوط و زائد بود که موجب تاخیر در اجراى نقشه هایشان میشد. صرفه جوئى مورفى در اتلاف انرژى و میانه روى و اعتدال او در این مورد، سادگى و روانى خاصى ببازى هاى او مىبخشید . بهمین سبب در هر مرحله دقیق‌ ترین حرکت را مىیافت.مشهورترین پیروزى مورفى در فاصله اجراى یک اپرا در مقابل دو مقام عالیمرتبه که حق مشورت داشتند انجام شد. این بازى مجلل ترین و آموزنده ترین بازى دوستانه در تمام طول تاریخ است.

مورفى در سال ۱۸۵۸ سفرى به اروپا کرد و تمام حریفانش را شکست داد و در کنار آن با نتیجه ۳-۸ بر آندرسن فائق آمد. آندرسن فاتح نخستین تورنمنت بین المللى بسال ۱۸۵۱ در لندن بود.

قهرمان انگلستان، استانتون، از سعى و کوشش مورفى براى ترتیب یک مسابقه اجتناب کرد. در واقع براى استانتون بهترین دوران موفقیت سالهاى دهه ۱۸۴۰ بود و شکى وجود نداشت که اگر مسابقه اى انجام میگرفت مورفى برنده مسابقه بود.

مورفى بعد از کسب برترى بر معاصرانش، بسرعت علاقه اش را به شطرنج از دست داد و از آن پس زندگیش بر اثر ابتلا به بیمارى روانى آسیب دید و این امر باعث پرهیزش از بازى براى ۱۵ سال باقیمانده از عمرش گردید. اما مورفى چگونه میتوانست در مقابل قهرمانان نسلهاى بعد بازى کند؟

دانش راجع به گشایش بازى ها در فاصله سالهاى ۱۸۶۰ هنوز ابتدائى و ناقص بود و مورفى احتیاج به گذراندن یک دوره سخت آموزش تئوریهاى نوین براى پیدا کردن شانسى جهت مقابله با استادان بزرگ امروز داشت.

او مطمئناً قادر به فراگیرى سریع چنین آگاهى هائىبوده است زیرا او تئورىهاى زمان خود را میدانسته  و یکى از پیروزیهایش بر آندرسن با استفاده از واریانت روى لوپز بدست آمده است.

در کتاب "معتبر درجه بندى شطرنج بازان گذشته و حال"نوشته بتسفورد که شامل مقایسه بازى هاى استادان بزرگ امروزى و پیشینیان است، پرفسور آرپاد الو، مورفى را با امتیاز ۲۶۹۰ ارزیابى میکند. امتیازى که د ر دوران فعلى کافى است او را قویتر از هر بازیکنى بجز قهرمان جهان و رقیبش نشان دهد.

من نسبت به این راى تردید دارم. چرا که این راى بر اساس شمار اندکى از بازیهاى او بنا شده و بیمارى مورفى را که در نتایج بازیهاى او در بقیه عمرش موثر بوده ملحوظ نداشته، در صورتیکه این موضوع درمورد روبنشتاین بحساب آمده است.اما این ارزیابى بلحاظ تحلیل مسابقات مورفى با آندرسن- که خود از بازیکنان بزرگ تایید شده است از ارزش خاصى برخوردار است.

آخرین عمل مورفى قبل از دست کشیدن مسابقات، آوانس دادن یک پیاده و اعطاى بیشتر به هر بازیکن در دنیا بود. جالب اینکه هیچ پیشنهادى براى گرفتن این آوانس وجود نداشت-امروز اگر چنین پیشنهادى توسط هر یک از استادان داده شود، حادثه اى باور نکردنى است. نزدیکترین نمونه امروزى، پیشنهاد آوانس یک اسب به هر بازیکن زن،در جهان، توسط فیشر بود.اما زمانى که مسئولین شطرنج شوروى اشتیاق خود را براى انجام مسابقه قهرمان جهان، نوناگاپرینداشویلى با او با یک شرط بندى قابل توجه ابزار داشتند، فیشر به سرعت پیشنهاد خود را پس گرفت.

 

 

 

ویلهم اشتاینیتز       ۱۹۰۰-۱۸۳۶.

 

اشتاینیتز اولین قهرمان شناخته شده جهان، بازیکن متفکر و بدعت گذار بود که بصیرت و ژرف نگرى او در بازى دفاعى و استراتژیک .و مجموعه برترى هاى او در موقعیت هاى جزئى به اهمیت سهم پیروزى هاى مورفى در بازى هاى بسط یافته بود

در حالیکه مورفى بطور طبیعى قهرمانى غریزى بود و با مثال و نمونه بیشتر از مطالعه کتابى آموزش یافته بود، اشتاینیتز بعد از ناکامى در اولین گام که سعى کرد نام خود را با یکى از قهرمانهاى مرسوم همراه سازد، اندیشه هاى خود را به تدریج در طول سالها گسترش داد با در نظر گرفتن استانداردهاى قهرمانى جهان، بازى او خالى از عیب و نقص نبود و علیرغم شکستهاى قبلى، بازیهاى بسیارى را به جهت وفادارى لجوجانه اش به شگرد غیر مهم درجه دوم از دست داد. اشتاینیتز جوانترین عضو یک خانواده بزرگ یهودى بود. او در پراک متولد شد ،در وین تحصیل کرد ، در لندن سکنى گزید.تا زمان اقدام نسبتاً مهم نانواها در حمایت مادى از او براى مقابله با آندرسن بسال ۱۸۶۶-کسى که مجدداً پس از بازنشستگىمورفى بهترین بازیکن جهان شناخته شده بود- اشتاینیتز تنها موفقیت هاى متوسطى داشت. وى بطور اعجاب انگیزى مسابقه با آندرسن را با نتیجه ۸ بر ۶ برد و از آن پس برنده دائمى جوایز بزرگ مسابقه هاى دهه هاى ۱۸۷۰و ۱۸۶۰ بود.

اشتاینیتز تئورى هایش را در کتابى بنام- آموزگار شطرنج مدرن – به تفصیل شرح داد.منظور اصلى او این بود که نشان دهد پیروزىهاى سریع مورفى و آندرسن بر علیه دفاع هاى ضعیف حریفانشان میتوانست انجام نگیرد اگر که حریف به سادگى مقاومت میکرد، مهره هایش را بسادگى وارد عمل مىنمود و پیاده هاى تقدیمى نا مربوط را نمىپذیرفت.

اشتاینیتز نشان داد که د ریک بازى دقیق اقدام به یک حمله سریع کردن نادرست است،. بجاى آن بایستى بازى آرامى را سازمان داد، بدنبال برتریهاى جزئى بود: مثل فیل در مقابل اسب، بازى علیه پیاده هاى دوبله یا پیاده هاى منفرد خانه هاى جدا افتاده، تسلط بر ستون هاى باز، داشتن بیشترین پیاده در جناح وزیر،تلاش براى یافتن فضاى فرماندهى بیشتر. تئورى دفاع او سرسختى بود: او فکر میکرد اگر بازیکن مدافع بتوانداز ضعف پوزسیونى اجتناب نماید آنگاه بازى او دقیق و بىعیب ادامه خواهد یافت. بهمین جهت در تعدادى از بازیهاى مشهور اشتاینیتز، او نیروهایش را به ردیف عقب میاورد تنها براى آنکه از ضعف پیاده ها اجتناب کند. از دیگر اندیشه هاى جدال آمیز او این بود که شاه مهره اى جنگاور است. حتى در وسط بازى.

از این رو قربانى اشتاینیتز را مطرح ساخت:

1.         e4           e5

2.      Nc3         Nc6

3.         f4        eׁ.f4

4.       d4?       Qh4+

5.      Ke2

جوهره این اندیشه در مات نمودن شاه تمرکز یافته سفید است. سیاه نیروهایش را متعهد به انجام امرى مینماید که بعدا بتواند با اتلاف وقت به عقب باز گرداند. در پایان نیز سفید مستقر در g1به f3میاید تا با تهدید وزیر سیاه و وادار نمودن او به یک حرکت اجبارى، خود کسب زمان نماید.

نسلهاى بعد اندیشه هاى جدال آمیزتر او را اصلاح و بعنوان نظریه هاى مشترک مورد پذیرش قرار دادند.

لاسکر کسى که بر اشتاینیتز بعنوان قهرمان جهان پیروز شد، بعد از شکست او گفت: اندیشمند توسط بازیکن شکست خورد. و این مطلب گواه این باور است که اشتاینیتز تنها بدلیل تئوریهاى پیشرفته اش موفق بود و آگاهى کمى از روانشناسى شطرنج داشت، بهرصورت بطور کامل نمیتوان این عقیده را تایید کرد.

بجز زمانیکه اشتاینیتز درگیر واریانتهاى مورد علاقه اش بود، میتوانست مراقب و ناظر باهوشى نسبت به حالت فکرى رقیبش باشد و بازى اش را منطبق بر آن پیش ببرد. از اینرو قبل از شروع بازى حذفى اش با بلک بورن در وین سال ۱۸۷۳، مشاهده کرد که استاد بزرگ انگلیسى- کسى که با یک شیوه قهوه خانه اى در دور پایانى از روزنتال شکست خورده بود در وضعیت نامساعدى قرار دارد. بنابراین اشتاینیتز متوسل به شیوه فریبکارانه شکاف و رخنه شد و هنگامى که بلک بورن در هر دو  بازى بگونه اى ضعیف ظاهر شد نتیجه مطلوب را بدست آورد.

در اولین مسابقه رسمى قهرمانى جهان، اشتاینیتز زوکرتورت ۱۸۶۶، اشتاینیتز شروع بدى داشت و بزودى ۱-۴ عقب افتاد. اما او پیشگامى و برترىاش را با استفاده از فرصت هاى استحقاقى با ترکیبى از بازى دفاعى و استراتژیک حفظ کرد. به نحوى که حالت عصبى زورتریک تحریک شد و پیامد حملات نادرست در موقعیت هاى ضعیف را همراه داشت. اشتاینیتز سرانجام زوکرتورت را با نتیجه۵/۷-۵/۱۲ مغلوب کرد.

 

 

 

امانوئل لاسکر۱۹۴۱-۱۸۶۸

 

لاسکر اغلب مدت زندگیش را در برلین بسر برد اما دوران پیرى ابتدا به مسکو مهاجرت کرد .او مدت ۲۷ سال (۱۹۲۱-۱۸۹۴) قهرمان جهان بود و طول عمر قهرمانى اش استثنائى است.اولین درخشش او قربانى دو فیل در ۱۸۸۹ وآخرین پیروزى بزرگ او تصاحب جایزه سوم در مسکو بسال ۱۹۳۶ و در زمانى که به سن ۷۰ سالگى میرسید. با وجود موفقیت هاى بیشمار او در مسابقات و تورنمنت ها، سبک و روش او بحث انگیز و پر رمز و راز باقى مانده است. با نگاهى اجمالى در مىیابیم که لاسکر استراتژیست خوبى بود که بازیش از بعد تاکتیکى والائى برخوردار بود و بعلاوه از یک آخر بازى عالى سود میبرد. بهر حال مسابقه با حریفان قوى اجتناب میکرد و از شانسهاى تصادفى در بازیهاى انحرافى لذت مىبرد. حتى این نظر وجود داشت که تعصب لاسکر به سیگارهاى قوى عملى بمنطور از پا در آوردن حریفانش بوده است. با اینهمه حقیقت اینست که هیچ بازیکنى بدون داشتن مقیاس عظیمى از مهارت و استادى در تمام زمینه ها، نمیتواند بمدت طولانى در مقام قهرمانى جهان باقى بماند و یا به چنان پیروزىهاى مکررى در مسابقات دست یابد. در اغلب بازیهایش بلحاظ درک پوزیسیونى و استراتژیکى شطرنج از حریفانش پیش مىافتاد و در اغلب اوقات از وقت مقرر بازى خودش جلوتر بود تسلط او بر خانه هاى ضعیف، بازى در خانه هاى دور افتاده و تغییر جریان حمله بین دو پیاده جلو رفته-قبل از فرمول بندى این عقاید در کتاب کلاسیک ابتدائى، روش من نیمزویچ- با موفقیت بانجام رسیده بود. لاسکر مبانى و اوصول اشتاینیتز را بکار برد و آنها را براى ستیز و زد و خورد عملى در تورنمنت و مسابقه هاى شطرنج مورد اصلاح قرار داد لاسکر داراى بنیه و طاقت استثنائى بود و خونسرد و فعال با اغلب بازیهاى بحرانى برخورد میکرد.شهرت و آوازه "جادوى سیاه"او از آنجا برخاست که توانست خودش را بعنوان یک شخصیت قویتر و محکم تر از رقیبش در تعدادى از بازیهاى بسیار دشوار به اثبات برساند:

براى مثال در پیروزیش بر شلختر در بازى فینال مسابقه سال ۱۹۱۰ که لاسکر باید براى حفظ عنوان قهرمانى جهان پیروز میشد، در پیروزیش بر کاپابلانکا در سن پترزبورگ در سال ۱۹۱۴ که جلوتر از رقیب اصلى اش جایره اول را بدست آورد، و در بازى دوم از مسابقه سال۱۹۰۸ با تاراش خوش درخشید. در تمام این پیروزى ها، لاسکر مهارتش را در تحت فشار قرار دادن حریفانش نشان داد به نحوى که آنها نتوانستند بهترین بازیهایشان را ارائه نمایند.

توان و استقامت او همچنین از سابقه خوبش در دور آخر بازى ها و تکرار تحلیل و بررسى رقیبانش در نیمه دوم یک تورنمنت آشکار میشود-براى مثال در هستینگز ۱۸۹۵ وسه تورنمت سن پترزبورگ در سال ۱۸۹۶ و ۱۹۰۹ و ۱۹۱۴.

پایدارى و مقاومت او درس مهمى براى بازیکنان باشگاهى معمولى و بازیکنانى که تفریحى بازى میکنند و نوجوانان بلند همت بود.از لحاظ تئورى، تمام بازیهاى شطرنج از ارزش یکسانى برخوردار هستند وپیروزى در دور نخست همان ارزشى را دارد که پیروزى در دور پایانى. اما در تمرین این چنین نیست.

براى مثال در تورنمنت هاى سیستم سوئیسى، بازیکنان با حساب مشابهى در مقابل حریفانشان قرار مىگیرند ویک شروع ضعیف یا یک باخت در دور میانى میتواند با پیروزى روى حریفان ضعیفتر در دور پایانى جبران گردد. پیروزى در دورهاى نهائى و بویژه در مسابقه آخر در حقیقت بار مضاعفى را حمل میکند زیرا سرنوشت جایزه را تعیین مىنماید.

لاسکر در طول زندگیش نشان داد که اهمیت مراحل پایانى بازى را در تمام بازى ها و تمام تورنمنت ها دریافته است. در مراحل شروع یک مسابقه هر بازیکنى براى نتیجه بهتر مىجنگد اما وقتى بازى به پایان خود نزدیک میشود بعضى از بازیکنان علاقه یا اعتماد بنفس خود را از دست میدهند. در حالیکه دیگران در جدال و ستیز براى دست یابى به یکى از مکانهاى بالاى جدول به تحمل فشار عادت کرده اند.در چنین موقعیتى بازیکن قوى و با تجربه راه دستیابى به موفقیت را میداند و میتواند مهارت تکنیکى عالى خود یا قواى تاکتیکى خود را براى فشار روى رقیب بمنظور به اشتباه انداختنش بکار گیرد.

بهر حال یکى از واقعیت هاى گفته نشده در تمام تفسیرهائى که روى روش و نتایج بازى او انجام گرفته توانائى او در حفظ تعادل خودش در تمام طول تورنمنت یا مسابقه بود و این یکى از مهمترین ویژگى هاى لاسکر بود.

لاسکر حد نصاب بىنطیرى در نتایج مسابقات داشت، ۱۹ پیروزى ۲ مساوى و تنها یک باخت به کاپابلانکا که بعنوان جانشین او قهرمان جهان شد. این موضوع تا حدى به علت مهارت او در انتخاب حریفانش بود.طى سالهاى۱۹۱۴-۱۹۰۰ او سه بار با حریف ضعیفى چون یانوسکى که حامى ثروتمندى داشت مبارزه کرد در حالیکه رقیبان خطرناکى همچون ماروژى- روبنشتاین-کاپابلانکا براى مبارزه وجود داشتند.

اما از نتایج مسابقات، مهارت بیش از حد او را در جنگ تن به تن میتوان دریافت. برجسته تر از همه پیروزى ۰ -۸ بر مارشالو یانوسکى و ۰-۶ بر بلک برن است.

لاسکر اولین استاد شطرنج بود که بطور جدى سعى کرد بازى شطرنج را بعنوان یک حرفه مطرح سازد. اما بشکل کنایه آمیز باید گفت مردى که سوداگر سر سختى براى دادن به نمایش با دستمزد بالا بود دوبار از لحاظ مالى ورشکست شد.بار اول بدلیل تورم سالهاى دهه ۱۹۲۰ و بار دوم به علت به قدرت رسیدن نازى ها. بعید به نظر میرسد که وى بدون این تنزلهاى شخصیتى، دوران طویل قهرمانیش را حفظ کرده باشد. در سالهاى آخر دهه ۱۹۲۰ او بطور جدى تحصیل ریاضیات را شروع کرد و بخاطر کار روى جبر محض موفق به دریافت دکترا شد .و مورد تشویق انیشتن قرار گرفت.بطور تفریحى روى فلسفه کار کرد زیرا بحث کردن را به تجزیه و تحلیل حرکات شطرنج ترجیح میداد. در دستیابى ساده اش به گشایش ها لاسکر روشى را بنیان نهاد که بوسیله از جانشینانش که عناوین جهانى دارند دنبال شد –از جمله کاپابلانکا – پطروسیان و کارپف که او یک خط اصلىى را براى دستیابى به این شگرد در مراحل ابتدائى برگزید. همچنین نحوه کاربردش از دفاع فرانسوى با مهره سفید، برترى ایده هاى زیر را نشان مىدهد:

ایدهA

1.         e4         e6

2.         d4         d5

3.         Nc3      Bb4

4.         Ne2

ایدهB

1.         e4         e6

2.         d4         d5

3.         Nc3      Nf6

4.         Bg5      Bb4

5.         e.d5      Q.d5

6.         B.f6      g.f6

یک اشکال چنین روش غیر کتابى با مهره سفید، نحوه مقالبه آن با دفاع سیسیلى c5           e4         1.

مهمترین خانه هاى مجاور مورب و دفاعى که بیشتر از تمام گشایش ها تجزیه و تحلیل شده است. اما لاسکر در سالهاى بعدى عمرش از عهده آن نیز برآمد. بهنگام بازى با مهره سیاه، او به گسترش سریع ساده با حداقل حرکت پیاده ها توجه نشان داد. درست نظیر دفاع لاسکر مقابل گامبى وزیر:

1.         d4         d5

2.         c4         e6

3.         Nc3      Nf6

4.         Bg5      Be7

5.         e3         O-O

6.         Nf3      h6

7.         Bh4      Ne4

آیا چنانکه بعضى از مفسران ادعا کرده اند، لاسکر بزرگترین شطرنجباز بود؟ مطئناً چنانکه مورد تایید معیار محاسباتى الو نیز هست او در زمره شش نفر قهرمانان برجسته جهان در طول تاریخ قرار دارد.

بهر حال لاسکر یکى از بزرگتزین شطرنجبازان بود.او در ردیف شطرنجبازان مدرن و بعنوان بزرگترین نماینده شطرنج عملى درجه بندى شده است

 

 

 

 

 

هرى نلسون پیلز بورى

۱۹۰۶-۱۸۷۲.

 

پیلزبرى یکى از معماها و رمز و رازهاى تاریخ شطرنج بوده است. فقط یکبار در دوران زندگى کوتاهش برنده اول جایزه بزرگ شد، و آن در سال ۱۸۹۵ در هستینگز بود که قویترین رویداد زمان اوبود. شاهکار او شطرنج با چشم بسته و حافظه قوىاش میباشد که در نوع خودش بىنظیر بود. بهترین بازى اش که شامل آخرین پیروزیش بر لاسکر میشود، نشانى از یک هنرمند بزرگ دارد. پیلزبرى شطرنج را در بوستون ماساچوست خیلى دیر یعنى در ۱۶ سالگى آموخت که در روزگار قابل تامل و تقریباً مانع سختى براى کسانى است که میخواهند استاد بزرگ قدرتمندى بشوند.اما او به سرعت پیشرفت کرد و فقط ۲۲ سالش بود که امتیاز پیروزىهاى غیر منتظره اش در هستینگز بر لاسکر، اشتاینیتز، تاراش و چیگورین او را جلوتر از همه قرار داد.

در سالهاى بعد پیلز برى بطور ثابت برنده جوایز بزرگ بین المللى بود بدون اینکه مقام خود را کاملاً بعنوان حریف لاسکر تثبیت نماید. او با نمایش شطرنج با چشم بسته تحسین همه دنیا را برانگیخت و زمانیکه در آن واحد در۲۲ بازى با چشم برنده شد رکودى براى دنیا بجاى گذاشت. او نمایش هاى شطرنج با چشم بسته و درافت چکرز (نوعى بازى) را بطور دسته جمعى و در سکوت کامل برگزار میکرد.

شاید برجسته ترین شاهکار فکرى او زمانى اتفاق افتاد که دو پروفسور لغات مشکل و متفاوتى را جهت به خاطر سپردن به او دادند. پیلزبرى براى دقایقى به لغات نگاه کرد آنها را مطابق ترتیب داده شده تکرار نمود و سپس عکس دستور عمل کرد. روز بعد او قادر بود تمام لغات را از حفظ تکرار نماید. یکى از عجایب شطرنج در اواخر قرن نوزدهم، آدم ماشینى جالبى بنام"عجیب"در اندامى تمام رنگ که مانند فرمانروایان مقتدر آفریقائى جامه در بر کرده بود و با اهرامهائى کار میکرد. در داخلش انواعى از ابزارها و دستگاههائى داشت که تصور میشد آنرا در سطح یک استاد قادر ببازى میسازد. اما در حقیقت یک انسان متخصص در داخل آن پنهان شده بود و اهرام ها را بکار مىانداخت.مشکل این بود که مالک اول "عجیب"و گرداننده آن مرد کوچک اندامى بود و آدم ماشینىرا به اندازه قد و قواره خودش طراحى کرده بود. اما وى به زودى دریافت که از نظر بدنى کار با آن بسیار سخت و دشوار است. هواى داخلى "عجیب"بسرعت مانده و گرم میشد و او در روزهاى داغ تابستان خسته و بىرمق میگردید. از اینرو استادان شطرنج استخدام میشدند تا داخل "عجیب"بنشینند اما آنها نیز دریافتند شرایط فیزیکى غیر قابل تحمل است و جایگزینى سریع یکى بجاى دیگرى را مورد استفاده قرار دادند.

پیلزبرى وظیفه کارگردانى "عجیب"را در سال ۱۸۹۰ بعهده گرفت و آدم ماشینى را با وقفه و استراحت براى تورنمنت هاى بین المللى بکار انداخت تا سال ۱۹۰۰ بکار خود ادامه داد که تحمل و پایدارى او در این کار در حد شاهکارهاى بازى شطرنج او با چشم بسته است. اما قد او  ۱۸۰ سانت بود و عضلاتش بطور بدى درد را در داخلل ماشین تحمل میکرد. گفته شده پیلز برى براى رهائى از درد هر روز مقدارى مشروب میخورد رقیبان بىشمارى با "عجیب"دست و پنجه نرم میکردند از جمله نویسندگان او هنرى(o Henry) از میان هنرمندان سارابرنار و در میان ورزشکاران کریستى ماتیوسون بسکتبالیست. خیلى از مفسران و دوستان پیلزبرى معتقدند بازى هاى او با چشم بسته و شاهکارهاى وابسته به قوه حافظه اش انرژى بسیارى از او میگرفتند و او را از فرصت هاى دستیابى به عنوان جهانى محروم میساختند.

پیلزبرى درسن ۳۳ سالگى درپى یک بیمارى طولانى درگذشت. شاید عادت شرابخوارى او به مرگش کمک کرد.

همچنین گفته شده است که پیلزبرى در طول برگزارى مسابقات سن پترزبورگ(۶-۱۸۹۵) دچار نوعى بیمارى شد و در حالیکه درنیمه راه دستیابى به هدف و رهبرى چهار بازیکن و صاحب ۵/۶ امتیاز از ۹ بازى بعلاوه ۲ پیروزى بر قهرمان جهان، لاسکر بود، در نیمه دوم بازى ها دچار سقوط و اضمحلال شد و تنها ۵/۱ امتیاز از ۹ بازى بدست آورد.

اگر نتایج نیمه اول مسابقات سن پترزبورگ با حساب امتیازات او در هستینگز جمع شوند، بدیهى است که او در نقطه اوج خودش و قهرمان جهان بود.

به مانند دیگر نوابغ بزرگ آمریکائى، مورفى و فیشر، پیلزبرى با بىتوجهى به خودش، استعدادش را خدشه پذیر نمود.

پیلزبرى بازیکن ژرف اندیش و اصیلى بود و اسلوب ویژه او با مهره سفید در گامبى وزیر رد شده، میتواند به نحو موثرى توسط بازیکنان باشگاهى مورد استفاده قرار گیرد. فکر اصلى در این روش ساده است:سفید اسبf3 را در خانه e5مستقر و با پیاده f4حمایتش میکند. فیل خود را بر روى قطرh1-h7قرار میدهد و سپس وزیر و رخ f1را براى حمله شاه سیاه به صحنه میاورد، تا زمان پیلزبرى بسیارى از استادان بزرک معتقد بودند که گامبى وزیر معمولى به جهت اکثریت پیاده اىاش در جناح وزیر مورد توجه سیاه است. دکتر تاراش، تئوریسین پیشگام آنزمان، این نظر را حفظ کرد و زمانیکه اسلوب جدید، او را در هستینگز ۱۸۹۵ مغلوب ساخت تاثیر حمله پیلزبرى در شطرنج بهمان اندازه انقلابى بود که روش ارتفاع فاسبورى از روى مانع.

مرگ نابهنگام پیلزبرى، تعیین جایگاه واقعى او در تاریخ شطرنج مشکل میسازد. الو –Eloبه خاطر بهترین دورانش امتیاز ۲۶۳۰ را به او میدهد که برابر امتیاز کاندید عنوان جهانى زمان حاضر میباشد. عمدتاً او بهترین نتایج را در مقابل لاسکر (۵-۵ و ۴ مساوى) در مقایسه با سایر حریفان در طول سالهاى قبل از ۱۹۱۴ داشته است و پیروزى نهائى او در کمبریج اسپینگز سال ۱۹۰۴ – زمانیکه او فرد مریضى بود – یکى از بهترین بازیهاى اوست.

 

 

 

خوزه رائول کاپابلانکا

۱۹۴۲-۱۸۸۸

 

کاپابلانکا بهترین شطرنجباز فطرى در تاریخ بازىها بود. استعداد و نبوغ او در بازى موضعى و مهارت او در پایان بازى، الهام بخش گروهى از معاصران و جانشینان از فلور و اسمیسلوف تا فیشر و کارپف بوده است برخلاف رسم معمول جهان ورزش-که تعریف از حریفان اغلب معدود و با رشک ورزى همراه است-او صادقانه به شناخت کاملى از دیگر قهرمانان جهان که با او بازى کرده و او را میشناختند دست یافت.

ماکس ایووه او را اینگونه مىنامد: بىهمتا در آخر بازى و در بازى پوزیسیونى. بوتوینیک بعنوان یک متخصص فنى بىرقیب در مورد او نوشت: او بزرگترین نابغه بود و بهترین تاثیر را نسبت به سایر قهرمانانى که ملاقات کرده ام بر من گذاشت.

آلخین، اگر چه مدت پانزده سال با کاپابلانکا صحبت نمیکرد او را بعنوان بزرگترین استعداد شطرنج مورد تمجید و ستایش قرار میدهد.

زمانیکه لاسکر میگوید:‍ من شطرنجبازان زیادى را مىشناسم اما فقط یک نفر نابغه بود، کاپابلانکا، میتوان گفت هیچکس همپاى او هرگز وجود نخواهد داشت .

کاپابلانکا در ۳۰ تورنمنت از مجموع ۳۵ تورنمنت که بازى کرد مقام اول یا دوم را بدست آورد. و در طول عمرش از مجموع ۵۷۶ مسابقه که برگزار نمود تنها ۳۵ بازى را واگذار کرد – این شامل یک دوره ۸ ساله (۲۴-۱۹۱۶) بدون حتى یک شکست است نسبت باخت هاى او رویهمرفته حدود ۵/۵ درصد – تقریباً نصف باخت هاى لاسکر و آلخین بود – و بعدها فقط در عالىترین دوران فیشر و کارپف چنین نتیجه اى بدست آمد کاپا، آنگونه که دنیاى شطرنج او را مىنامید، ذاتاً خوشتخت بود نه فقط بخاطر نبوغ خارق العاده اش بلکه به جهت افسون و جذبه شخصیتش.همه این عوامل از او یک سفیر طبیعى براى کوبا، سرزمین بومى‌ اش ساخت  و به عنوان نماینده تام الاختیار سیار براى بسط و توسعه حسن نیت کشورش برگزیده شد. کاپا به نحو درخشانى براى این .وظیفه مجهز شده بود.وى قدرتمند و سرشار از توانمندى واطمینان در استعداد خودش بود او شخصیتى برازنده و دلپذیر و عاشقى خردمند بود.

نیم قرن قبل از ظهور فیشر، کاپا تنها استاد بزرگ شطرنج درغرب بود که نامش را مردم میدانستند و در گروه هاى بیشمار براى دیدن مسابقاتش میامدند. براى چند دهه بطور مرتب در سراسر جهان گردش و در مسابقات سمولتانه (همزمان) شرکت میکرد، خیلى سریع بازى میکرد و امتیازات بالائى – حتى زمانیکه حریف قوى بود –بدست میاورد.با استنداردهاى شطرنج، کاپابلانکا فطرتاً شطرنجباز بدنیا آمد.

نحوه حرکت مهره ها در چهار سالگى پیش خود یاد گرفت و در دوازده سالگى در مسابقه با قهرمان هاوانا برنده شد. در هیجده سالگى قبل از بازى در یک واقعه بین المللى مهم، قهرمان آینده آمریکا –مارشال – را در یک مسابقه با نتیجه ۱-۸ شکست داد در  پى کسب این نتیجه قوى، به تورنمنت بین المللى بزرگ سن سباستین ۱۹۱۱ دعوت شد. دکتر برنشتاین، یکى از رقباى مشهور، به شرکت این بازیکن ناشناس اعتراض کرد. درگزارش بازى ها آمده است که کاپابلانکا به نحو درخشانى در دور نخست او را شکست داد .

او قصد داشت خود را بعنوان رقیب لاسکر تعیین نماید. کاپا سپس به سفر دور اروپا رفت و مقام اول استادان را در دو مسابقه کوتاه بدست آورد. او تقریباً تمام انها را شکست داد.

لاسکر بخطر افتادن عنوانش از جانب این حریف جوان خطرناک را احساس کرد. اما با وجود تقاضاى رو به افزایش مردم، از ترتیب یک مسابقه تا آغاز جنگ جهانى اول و پایان موقتى فعالیت هاى شطرنجى اجتناب کرد. اما وقتى بازیهاى بین المللى از سر گرفته شد و کلوب شطرنج هاوانا ترتیب یک جایزه بیست هزار دلارى را داد، لاسکر که به خاطر جنگ فقیر شده بود موافقت خود را براى شرکت در مسابقه اعلام نمود.او تمام مسابقه ها را با بى میلى بازى کرد و کاپا قهرمان جهان شد.با نتیجه۴ برد و ۱۰ مساوى از یک سرى مسابقه که در اصل براى ۲۴ بازى برنامه ریزى شده بود.

موفقیت هاى آسان کاپابلانکا با پیروزیهاى قانع کننده در تورنمنت هاى بزرگ لندن ۱۹۲۲ و نیویورک ۱۹۲۷ ادامه یافت، در حالیکه هماورد او آلخین در هر دو واقعه مقام دوم رابدست آورد.مسابقه آنها بر سر عنوان جهانى با ۳۴ بازى بطول انجامید (طولانىترین سرى مسابقات قهرمانى جهان.) در پایان آلخین در میان شگفتى با نتیجه۳-۶ و با ۲۵ مساوى برنده شد.افسانه شکست ناپذیرى کاپا به پایان رسید.توضیح مرسوم براى نتیجه بازى ها اینست که کاپابلانکا که حساب نتیجه دیدار قبلى اش مقابل آلخین ۰-۸ با ۷ مساوى بود، اینبار حریفش را بیش از حد دست کم گرفت. در حالیکه آلخین خود را به شدت دیوانه وارى آماده کرده بود. اما در حقیقت مسابقه ثابت کرد ترکیبى از بازى هاى راکد، اغلب مساوى هاى کوتاه مدت، و پیروزى هاى قاطع ناشى از عدم دقت حریف بوده است. کاپابلانکا هرگز شکستش را نپذیرفت و بقیه عمرش را صرف سخنرانى درباره"عنوان من"و بحث هاى بیهوده راجع به حق بازگشتش کرد. در سال ۱۹۳۶ درتورنمنت مسکو اول شد و اما نتوانست برترى مطلق سالهاى ۱۹۲۰ را دوباره برقرار نماید.آنچه نمایشش را ادامه داد استحکام و ظرافت و زیبائى طرح ها و آگاهى او در چگونگى تعویض مهره ها بود. مهمترین درس بازیهاى کاپابلانکا ارزش برتریهاى کوچک است مثل یک شاه فعال، کنترل ستون آزاد و آرایش عالى پیاده اى.

کاپابلانکا در سال ۱۹۴۲ در حالیکه فقط ۵۴ سال داشت بر اثر سکته قلبى در باشگاه شطرنج مانهاتان درگذشت. براى بزرگداشت او هر ساله در زادگاهش کوبا تورنمنت یادبود کاپابلانکا برگزار میگردد. بازى هاى او همیشه نمونه و سر مشقى براى بازیکنان جوانى که در طلب استادى هنر شطرنج پوزیسیونى هستند میباشد.

 

 

 

الکساندر آلخین

(۱۹۴۶-۱۸۹۲)

 

آلخین یکى از درخشانترین استادان تاکتیکى استراتژیکى همه دوران است و احتمالاً بجز فیشر، پرکارترین بازیکن در دنیاى شطرنج بود. وى حرص و اشتیاق وافرى جهت کسب پیروزیهاى بدست آمده توسط همه بازیکنان بزرگ را داشت.براى برترى یافتن بر کاپابلانکا پنج سال تمام به تمرین پرداخت و کلکسیون بهترین بازیهایش و کتاب تورنمنت ۱۹۲۴ نیویورک انباشته از مدلهاى استراتژیکى است که بگونه اى گسترده و مفصل مورد ارزیابى وى قرار گرفته است در دوران اوج قدرتش (۳۴-۱۹۳۰ ) برهمه رقبایش چیرگى یافت و در شهرهاى سان رمو (1۹۳۰) و بلد (۱۹۳۱) بترتیب ۵/۳ و ۵/۵ امتیاز از حد نصاب کلاس جهانى بازیها را به پایان برد.در سالهاى بعد به مشروب خوارى افتاد و در زمان جنگ به همکارى با نازىها کشیده شد. اما تاریخ به واسطه بازیهاى زیبا به جا مانده از او و همچنین سهم بسیار او در تئورى شطرنج، نام وى را بعنوان یکى از قهرمانان جهان ثبت کرده است. آلخین در مسکو دوران اشرافیت زاده شد. برادر بزرگترش، آلکسى نیز یک شطرنجباز بود اما در آنزمان به آنها اجازه داده نشد که در کلوپهاى شطرنج نامنویسى کنند از اینرو دو برادر مجبور شدند که استعداد خود را از طریق شطرنج مکاتبه اى پرورش دهند. آلخین مثل مورفى یا کاپابلانکا اعجوبه نبود اما در طى دوران بلوغش بسرعت پیشرفت نمود و در ۱۵ سالگى استادان بسیارى را مغلوب ساخت. در سال ۱۹۱۴ در تورنمنت بزرگ پترزبورگ بعد از لاسکر و کاپابلانکا در رده سوم قرار داشت اما به زودى جنگ آغاز شد و بعد از آن انقلاب به وقوع پیوست. بعد از پیروزى در اولین مسابقات قهرمانى سال۱۹۲۰ شوروى را ترک گفت و تبعه فرانسه شد.

گفته میشود که آلخین در اوایل سال ۱۹۱۴ احتمالاًً در انتظار یک مسابقه با کاپابلانکا –قبل از آنکه کاپابلانکا با لاسکر بازى کند –بوده است. او یکسرى از تورنمنتهاى بزرگ اوایل و اواسط سالهاى ۱۹۲۰ را با پیروزى پشت سر گذاشت و همه جا توجه و تحسین همگان را برانگیخت-مهمتر از اینها پشتیبانى مالى مردم از وى براى مسابقه با کاپابلانکا بود. جاذبه  و گیرائى آلخین بیشتر به واسطه جسارت بازى تاکتیکى –منطقى وى بود که اغلب با استفاده از پیشروى کند و آهسته حریفانش انجام میگرفت. تفسیر ماهرانه و درخشان او از بازى و شخصیت پرنفوذش از جمله مراتب برتریش بر ظرافت تن پرورانه کاپابلانکا بودند. نسبت به استرانژیستهاى کلاسیک مثل روبنشتین و تاراش سختگیر بود.

آلخین بعد از تصاحب عنوان قهرمانى جهان از کاپابلانکا، براى غلبه بر دیگر بازیکنان جهان مصرتر شد .

اوج قدرت آلخین در سان رمو بسال ۱۹۳۰ بود جائیکه او ۱۴ امتیاز از ۱۵ امتیاز بازیها را تصاحب کرد و در بازى فینال در حالیکه بر اثر گرما عرقش در آمده بود توانست یک پیاده اش را به ردیف آخر رسانده و آنرا به یک رخ تبدیل کند. سال ۱۹۳۱ در بلد بازیهایش کمتر قانع کننده بود اما با کسب ۵/۵ امتیاز و برنده شدن در مقابل فلوهر فاتح مسابقات شد.

آخرین توفیق بزرگ آلخین در دوره اوجش مسابقات ۱۹۳۴ زوریخ بود. بعد از آن مشروب خواریش افزایش یافت و این مسئله در جریان شکست غیره منتظره اش به ایوه در سال ۱۹۳۵ بر بازى و اخلاق و رفتارش تاثیر گذاشت. در حالى که از این شکست تکان خورده بود به پرهیزگارى و ریاضت کشیده شد و دو سال بعد عنوان قهرمانى را دوباره کسب نمود. وى هنوز حریفى مشکل براى شطرنجبازان بود. بوتوینیک تشریح میکند که چگونه آلخین در ناتینگهام بسال ۱۹۳۶ هنگام مواجه شدن با پوزیسیون پیچیده. بعد از اینکه حرکت خود را انجام میداد از جا برمیخاست و مثل یک پرنده دور میز میگشت. در جریان بازى با بوتونیک، آلخین براى خلاصى یافتن از آن فشارروانى که در موقعیت پیچیده اى از بازى رخ نموده بود بمدت بیست دقیقه مثل یک پرنده دور میز میچرخیده است.

این بازى براى هر دو بازیکن جنبه حیاتى داشت. آلخین دراواخر سالهاى فعالیتش یک شرکت کننده برجسته در تورنمنت هاى زمان جنگ نازى بودو یک رشته سخنان ضد سامى در زیر نام وى منتشر شد بعد از سال ۱۹۴۳ بازى او بنحو چشمگیرى نزول یافت. در سال ۱۹۴۶ هنگامى که مبارزه بر سر عنوان قهرمانى با بوتوینیک را پذیرفت و در حالیکه خود را براى این مسابقه آماده میکرد بطور ناگهانىدر شهر لیبسون دار فانى را وداع گفت. آلخین در طى زندگیش در ۸۷ تورنمنت شرکت جست و در ۶۲ تورنمنت عنوان نخست را بدست آورد – بعد از ۱۹۱۲ وى تنها یکبار ، آنهم در ناتینگهام ۱۹۶۳، جزو چهار نفر اول نبود. مختصر آنکه اگر به شطرنج تاکتیکى علاقمندید و نیز میتوانید از عهده بازى پوزیسیونى و استراتژیک برآیید، آلخین یک قهرمان ممتاز شطرنج در این زمینه است.

 

 

 

میخائیل بوتوینیک            - ۱۹۱۱

 

بوتوینیک فرد پیشگام در چیرگى و تسلط روسها بر جهان شطرنج بود، تسلطى که به استثناى دوره کوتاه برترى بابى فیشر- بر تمامى قرن بیستم سایه افکنده است. مهمتر از آن اینکه وى اولین کسى بود که به شطرنج از زاویه یک علم و یک ورزش نگریست و برنامه آموزشى کلاسیکى براى رقابت جویى در یک تورنمنت بین المللى تدارک دید. این شگرد جدى او در شطرنج با روش اشتاینیتز- که بعد از غلبه کردن بر حریف به گشایشهاى نادرست روى میاورد – و با روش لاسکر و کاپابلانکا-که بندرت خود را براى تورنمنتها آماده میکردند-و حتى با شیوه آلخین – که طرحهاى موشکافانه اش براى مقابله علیه رقبا با وضعیت فیزیکى بدنش جور نبود- مغایرت داشت. نقش و اهمیت شطرنج درجامعه شوروى، نه فقط راه را به خود بوتوینیک – یک قهرمان بالقوه جهانى- بلکه به دیگران نشان داد. رهبر وقت شوروى خود از مشتاقان شطرنج بود. در اثر توجهات و نفوذ وى بود که شطرنج بعنوان یک ورزش رسمى روسى شناخته شد و استادان این رشته مورد حمایت مالى و حقوقى قرار گرفتند.

بوتوینیک در سن ۱۲ سالگى یاد گرفت که در سطح قهرمانى بازى کند.در ۱۴ سالگى در یک مسابقه گروهى همزمان کاپابلانکا را مغلوب ساخت و در سال ۱۹۲۷ براى نخستین بار در مسابقات قهرمانى شوروى حضور یافت. وى در رشته مهندسى برق از لینگراد فارغ التحصیل شد و حتى بعد از کسب عنوان قهرمانى به کار علمى اش ادامه داد.

پیشرفت غیرمنتظره اش در اواسط سالهاى ۱۹۳۰ بمنصحه ظهور رسید که در دو رویداد شطرنجى مهم به برترى دست یافت و همراه با کاپابلانکا در ناتینگهام جلوتر از آلخین، لاسکر و دیگر رقباى قدرتمند قرار گرفت.

در سالهاى بعد فدراسیون شطرنج در پى آن برآمد که براى بوتوینیک موقعیتى براى شرکت در مسابقات قهرمانى جهان ایجاد نماید.در این زمان آلخین در گذشت و فدراسیون جهانى شطرنج براى تعیین قهرمانى اقدام به برگذارى تونمنتى بین المللى کرد که بوتوینیک در این مسابقات با قاطعیت براسمیسلف، کرس، رشوسکى و ایوه پیروز گشت.

 

وى قبل از تصاحب عنوان قهرمانى جهان و همینطور سالهاى جنگ  و بعد از آن در بهترین شرایط خود قرار داشت. او اگر چه عنوان قهرمانى جهان را از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۳ یدک میکشید اما در مسابقات۱۹۵۱ (دور رفت ) به اسمیسلف و تال باخت –در دور برگشت بر آنها غلبه یافت –و با پتروسیان مساوى نمود. در سال ۱۹۶۳ بعد از آنکه به پتروسیان باخت و قانون مسابقه برگشت لغو شد عنوان قهرمانى را به وى واگذار نمود و علائق شطرنجى خود را به دو پروژه براى آینده منتقل نمود: نخست اختراع یک برنامه کامپیوترى شطرنج و دیگرى کشف قهرمان آینده شوروى و آموزش دادن به وى. اولین پروژه اش پیشرفت چندانى نکرد اما دومى به موفقیت درخشانى دست یافت. کارپف و کاسپارف –قهرمانان مسلط سالهاى ۱۹۸۰ – هر دو از شاگردان بوتوینیک میباشند.

قدرت اصلى بوتوینیک بعنوان یک بازیکن، در استراتژى اش بود که با استراتژى کاپابلانکا - هدایت بازى و رساندن آن به مرحله آخر بازى –تفاوت اساسى داشت. او علاقمند به موقعیتهاى پیچیده اى بود که شانس پیشروى در هر دو جناح را دارا باشد، در این گونه مواقع با تکیه بر توانایى اش در حرکات مانورى، مترصد لحظه اى بود که فرمان حرکت بسوى آخر بازى را صادر کند. بوتوینیک متخصص سیستم دفاع فرانسوى و کاروکان با مهره سیاه بود و بهنگام بازى با مهره سفید استاد گشایشهاى جناح وزیر مثل نیمزو هندى و دفاع اسلاو بشمار میرفت.دو اندیشه که در اغلب بازیهاى او به چشم میخورد عبارتند از: قربانى کردن رخ براى فیل یا اسب تا از این طریق بتواند یک پیاده مرکزى فعال بوجود آورد و همینطور استفاده موثر از یک فیل در فواصل دور در "میان بازى"بعد از معاوضه چند مهره.ایده اخیر او بویژه میتواند براى بازیکنان متوسط مفید باشد.

 

 

 

ساموئل رشوسکى       - ۱۹۱۱

 

رشوسکى، بزرگترین شطرنجباز آمریکایى قبل از ظهور بابى فیشر، بواسطه فعالیت دراز مدتش در این رشته ورزشى بعنوان بازیکنى پر قدرت و کوشا یک رکورد دار است و دراین زمینه حتى بر لاسکر تفوق دارد. در لهستان زاده شده و در هشت سالگى با گردش در اروپا به بازى گروهى میپرداخته و در سن ده سالگى در سطح یک بازیکن ملى به بازى مشغول بود. رشوسکى در فاصله سالهاى ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ قویترین بازیکن اروپایى بود و رکورد برجسته او در شمار مجموعه مسابقاتش باعث شد تا این فرصت را بیابد که براى مبارزه بر سر عنوان قهرمانى در مقابل بوتوینیک قرار گیرد. شش بار قهرمان آمریکا شد و در مسابقات بین المللى سالهاى ۱۹۳۵ تا ۱۹۶۰ برنده جوایز ممتاز رسمى بود. از جمله ویژگیهاى برجسته رشوسکى بعنوان یک بازیکن، انعطاف پذیرى رقابت جویانه، مهارت تاکتیکى و توانایى اش در ابقاى فشار زمانى است. و این سه خصوصیت مهم را همپاى هم به پیش میبرد. رشوسکى در اوج مهارتش بازى را به مرحله غامض تر نموده و بعد حتى از پوزیسیونهاى مشکوک سرافراز بیرون آمده و بر حریف پیشى میگیرد. رشوسکى همچنین در بکارگیرى و استفاده از گشایشهاى متناسبى همچون گشایش انگلیسى و سیستم نیمزو هندى یک کارشناس جهانى بود. وى در مواجهه با پوزیسیون هاى خسته کننده بزرگترین بازیکن نام گرفته است و تکنیک عمومیش – که همانا درهم کوبیدن حریف بعد از ساعتها مانور صبورانه است – هواخواهانى در سطح بین المللى مثل آندرسون .و هورت دارد.

 

 

 

پاول کرس                  ۷۵-۱۹۱۶

 

در جمهورى استونى زاده شد و بعد از انضمام کشورش به شوروى به یک شهروند اتحاد شوروى تبدیل شد. کرس در راه کست عنوان قهرمانى جهان یکى از بد اقبال ترین بازیکنان در تاریخ شطرنج است. از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۶۵ همواره در بین سه نفر اول کاندید مبارزه بر سر عنوان قهرمانى جهان بود که هر بار شانس با اختلاف کمى از کنارش رد شد. در تورنمنت ۱۹۳۸ بالاتر از بوتوینیک، آلخین و کاپابلانکا صاحب جایزه اول شد اما جنگ مانع از آن گردید که با آلخین مسابقه دهد.

در سالهاى  ۱۹۴۰ دریافت که بوتوینیک نیز حریف خوبى براى وى است و در تورنمنتهاى کاندیداتورى سالهاى ۵۰ و ۶۰ چهار بار متوالاً به پیروزى رسید. در سال ۱۹۵۹ با اختلاف یک امتیاز از تال عقب افتاد و در سال ۱۹۶۲ یک شکست در پایان بازیها وى را پشت سر تال قرار داد. کرس بازیکن خوش تکنیکى بود. در سالهاى جوانیش بازیکن تاکتیکى درخشانى بود و در سالهاى بعد به بازیکنى تمام عیار مبدل شد. گشایش مورد دلخواه او

1.e4  بود و بسیارى از بازیهایش را با روش روى لوپز بر علیه دفاع سیسیلى و فرانسوى به پیروزى رساند. دیگر ویژگى او قدرتش در میان بازى با یک ردیف پیاده مرکزى بر علیه پیاده هاى جناح وزیر حریف بود در اینگونه مواقع کرس مهارتش را در ایجاد فرصت جهت وارد کردن ضربه بر روى ستون d  یا براى تهاجم در جناح شاه حریف بخوبى بنمایش میگذاشت.

 

 

 

دیوید برونشتین                -۱۹۲۴

 

برونشتین از اهالى اوکراین و یکى از خلاق ترین و متفکر ترین استادان بزرگ است و از شگرد پیچیده اى در بازى برخوردار است که کمترین کسى قادر به پیروى از آن میباشد. بازیهایش – همچون دیگر بازیکنان تاکتیکى – نشانگر آن است که اگر بازیکن به تمام حوادث بازى مسلط باشد ایجاد هر گونه قربانى عجیب و پوزیسیون غیرعادى امکان پذیر خواهد بود. برونشتین تقریباً قهرمان جهان شد و ارتقا بدین پایه را تنها به اتکا کمى استحکام بیشتر و کمى هم تکنیک آخر بازى بهتر بدست آورده است بعنوان یکى از متعهد ترین بازیکن روس  شناخته شده است در تورنمنت سال ۵۰-۱۹۴۸ برترى را از آن خود کرد و رقیب رسمى بوتوینیک شد. مسابقه میان آنها به سال ۱۹۵۱ در حالى برگذار شد که بوتوینیک از سال ۱۹۴۱ در هیچ تورنمنتى شرکت نکرده و از تمرینات بدور بود در حالیکه رقیبش بطور مستمر در مسابقات رسمى کشور بازى کرده بود.بعد از کشاکشى چند، برونشتین یک امتیاز جلو افتاد و این در حالى بود که دو بازى باقیمانده بود. اما هم قدرت و هم تکنیک آخر بازیش هر دو در مسابقه بیست و سوم شکست خوردند. او و شلاختر (که با لاسکر مساوى کرد ) تنها بازیکنانى بودند که در مبارزه بر سر عنوان قهرمانى جهان با حریفانشان مساوى کردند . برونشتین از سال ۱۹۵۱ موفقیتهاى بسیارى در تورنمنتها داشته است. اما آوازه اش بیشتر در مورد تعداد بیشمار بازیهایش است که قدرت و توانائى فوق العاده اى را طلب میکند. یکى از گشایشهاى مورد علاقه وى سیستم قربانى شاه     1.e4     e5      2.f4است که او علیرغم انتقاد و عیبجوئى دیگر استادان شوروى آنرا بکار میبرد. (قبل از مسابقه میان تیمهاى آمریکا و شوروى در سال ۱۹۴۶،بوتوینیک وى را از بکار بردن این گشایش "بى اعتبار"منع کرد ). اما برونشتین به بازى با این گشایش ادامه داد و مجموعه درخشان پیروزیهایش به همه – از جمله اسپاسکى- ثابت نمود که سیستم قربانى شاه بایستى از موزه قرن نوزدهم بیرون آورده شود.

 

 

 

تیگران پتروسیان                ۱۹۸۴-۱۹۲۹

 

پتروسیان از اهالى ارمنستان و صاحب عنوان قهرمانى جهان از سالهاى ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۹ بود و منتقدان شطرنج نظر چندان خوشى به او نداشتند. او به واسطه فقدان روحیه تهاجمى و انجام تساویهاى کوتاه با حریفانش و روشش دفاع منفى اش مورد نکوهش دیگران قرار داشت. اما باید اذعان داشت که هیچکس بدون داشتن مهارت و استعداد بسیار قهرمان جهان نمیشود و شطرنج پتروسیان نکات آموزنده و مفیدى براى بازیکنان متوسط دارد. در سنین جوانیش بازیکن پر استعدادى نبود و اعجابى در کارش نداشت و پیشرفت و ترقى اش به آرامى و با استحکام انجام گرفت. از ۲۴ سالگى یک حریف دائمى در مسابقات انتخابى براى قهرمانى جهان بود اما تا سال ۶۲ که توانست جلوتر از کرس و گلر قرار گیرد عنوانى کسب نکرد. در سال ۱۹۶۳ –وقتیکه بوتوینیک به ۵۱ سالگى رسیده بود – به مسابقه بر سر عنوان قهرمانى جهان رسید و استراتژى بردبارانه و استقامت بهترش در نیمه دوم بازیها نقش قاطى در پیروزیش ایفا نمود. پتروسیان تکنیک شطرنجى اش را بر اساس سنت و روش کاپابلانکا و نیمزویچ پایه ریزى نمود.

تکیه بر مانور، ایجاد کنترل بر خانه هاى کلیدى و انتقال به یک آخر بازى حاشیه اى داشت. در محاسباتش دقیق بود و پوزیسیون هاى ساده اى را دوست داشت  که در آنها عوامل اتفاقى و تصادفى نقشى نداشته باشد. او ترجیح میداد فقط در حالتى که بردش حتمى بود –نه مثل تال یا برونشتین براى تفکر بهتر – اقدام به قربانى دادن نماید. بیش از آنکه خود را ملزم به یک تهاجم غافلگیرانه کند ترجیح میداد که به یک برترى مقطعىبسنده کند و موقعیت حریف را آنقدر تحت فشار قرار دهد که فرو ریختن مواضع او بدون هیچ ریسکى امکان پذیر گردد. این روشى کاملاً حرفه اى و عمل گرایانه است و قابل ذکر است که پتروسیان اولین استاد روس است که سنن و اخلاقیات رسمى شطرنج شوروى را- که همانا روشى شجاعانه و تهاجمى در شطرنج است – مورد انتقاد قرار داد.و ارزش تکنیکى مختص بخود را بعد از شکست اسپاسکى در سال ۱۹۶۶ – اگر چه سه سال بعد از او شکست خورد – به اثبات رساند. اما هدف نهائى این روش پتروسیان آن است که در تورنمنتها بیشتر از آنکه در اندیشه تصاحب جوایز اول باشد در فکر بدست آوردن مکانهاى بالاى مسابقات است. در آغاز و اواسط بازى ضد شطرنج بازى میکند .و دست از پا خطا نمیکند تا اینکه حریف بردباریش را از دست میدهد و پوزیسیونش را تعضیف مینماید. مفیدترین جنبه بازى پتروسیان براى بازیکنان معمولى. همانا بازیهاى بسته وى است آنجا که فعالیت مهره هاى حریف تعضیف و مسدودشده و حالت دلخواهى از آخر بازى پدید آمده که یک رخ و اسب فعال بر علیه یک رخ و فیل حریف که توسط پیاده هاى خودش منفعل گشته اند به مقابله میپردازند.ابتدا مثالى از تکنیک بسته وى مىآوریم. عملکرد خاص پتروسیان در پوزیسیونهاى بسته اقدام به حمله در هر دو جناح و تاخیر در قلعه رفتن است. توصیه خوب او در این  مورد چنین است "اگر میخواهید یا مجبور هستید،به قلعه بروید اما وقتى فقط توانائى انجام آنرا دارید،قلعه رفتن مناسب نیست."منطق پتروسیان این است که در موقعیتهاى بسته عمل و گشایش خطوط که براى به خطر انداختن شاه حریف صورت میگیرد –در جناحین انجام مىپذیرد. بنابراین توصیه پتروسیان در اینجا برخلاف روش معمولى –که شاه در جستجو نقطه امنى در جناحین است – میباشد.

 

 

 

ویکتور کورچنوى                         -۱۹۳۱

 

ویکتور کورچنوى افکار ورزشکاران ورزشدوست را در همه جا تسخیر کرده است غیر ورزشکاران نیز، وقتى از جریان روىگردانى اش از شوروى و پناهندگى اش به غرب در سال ۱۹۷۶ و انتشار بیوگرافى شخصى اش بنام –شطرنج زندگى من است – که توسط خود او نوشته شده بود مطلع شدند، افکارشان متوجه وى گردید. او در سن ۴۶ سالگى بر تمام نابرابرى ها و ناملایمات پیروز شد تا بتواند بعنوان کاندید مبارز بر سر عنوان جهانى که یکبار ۲-۵ به کارپف باخته بود در بازى قهرمانى شرکت جوید.کورچنوى مردى با قدرت بدنى زیاد و انرژى فکرى بسیار است. بهرحال هرکسىى در یک سنىى به نقطه اوج خود مىرسد و –همانطور که در مورد اغلب استادان بزرگ اتفاق افتاد – بعد از طى دوران اوج کم کم افول کرده و نهایتاًًً به بازنشستگى مىرسد. اما استعداد کورچنوى، که در همان دوران کودکى خود را نمایان ساخت، سالهاى بسیارى بطول انجامید تا به بلوغ و کمال نهائى برسد. نخستین اوجش در سال ۱۹۵۴ بود که ۲۳ سال داشت. قبل از آن او اولین تورنمنت بزرگ را در بخارست فتح کرد دومین اوجش در سال ۱۹۶۲ در ۳۱ سالگى، قبل از اولین دستیابى اش به نامزدى عنوان جهانى بود. پیشرفت غیرمنتظره اش به مدارج خیلى بالا در سالهاى ۷۵ -۱۹۷۳ شروع شد و آن زمانى بود که او به عنوان حریف نهائى در مقابل کارپف برگزیده شد. مقامات رسمى شوروى بطور آشکارى به حریف جوانتر بذل توجه نشان میدادند و کورچنوى که فرد تک روئى بود بطور افزونى توسط اکثریت مجامع شوروى مورد بیمهرى قرار میگرفت. او از این مسائل اولین تاثیر جدى را براى ترک شوروى و اقامت در غرب گرفت. ضمن اینکه در غرب بهتر میتوانست جوایز نقدى مسابقات را تصاحب نماید.

تغیر و تحول در نحوه زندگیش، انرژى از دست رفته را به او بازگرداند چنانچه او تمام این انرژیها را براى دستیابى به آرزوى بزرگش که اثبات خود بعنوان حریفى براى مبارزه با حریفانش در شوروى براى کسب عنوان جهانى کانالیزه کرد. در مسابقات انتخابى سال ۱۹۷۷، پتروسیان، پولوگایوسکى و اسپاسکى را به نحو گیرائى شکست داد و شکست کارپف قهرمان جهان نیز در زمره یکى از همین بازیها بود.

قهرمان ایده آل کورچنوى لاسکر است که بازى او سرشار از حرکتهاى پویا و مالامال از ابتکار در موقعیت هاى مشکل میسازد. این روشى نیست که بازیکنان معمولى بتوانند به آسانى از عهده اش برآیند و در واقع بسیارى از استادان بزرگ مىپذیرند که آنها مراحل تفکر کورچنوى را به سختى درک کرده اند اما موضوعى که از ویژگى هاى کورچنوى است و میتوان از مطالعه بازیهایش آموخت، توانائى او در ترکیب وزیر با مهره هاى کوچکتر در تمام صحنه هاى یک حمله است. یک مثال خوب از این شیوه کورچنوى یک قربانى گشایشى غیر معمول است که حریف را تحت فشار نگهمیدارد و سرانجام دفاعش را مىشکافد.

 

 

 

بنت لارسن                     -۱۹۳۵

 

لارسن، اهل دانمارک، براى سالیان دراز یکى از بازیکنان پیشگام اروپا بوده است. اگر چه متوالیاًً رقیب بد شانسى براى قهرمان جهان میباشد. او به ناحق به عنوان یک رقیب ضعیف مشهور شده که علت اصلى آن شکستهاى معروفش از اسپاسکى، که او را به سختى در هم کوبید و فیشر که او با نتیجه ۰-۶ شکست داد، میباشد.

لارسن به راحتى گشایشهاى غیر متداول را مورد استفاده قرار میدهد، و این تنها به خاطر شگفت انگیزى آنها نیست، بلکه به علت این است که او معتقد است این گشایشها اساساً بىعیب و دقیق هستند و از جانب دیگر استادان بزرگ کم اهمیت پنداشته شده اند. بهمین سبب او گشایش برد-1.f4           Bird Openingگشایش فیل

1.e4        e5 2.Bc4و همچنین آنچه هم اکنون بطور گسترده گشایش لارسن نامیده میشود1.b3را احیا و مشهور ساخته است بزرگترین نقطه قوت لارسن در وسط بازى و در روش ابداعى خودش است که او را قادر میسازد به نحو سلطه جوایانه اى براى پیروزى مبارزه نماید.

وى گفته است که تاکتیکهاى استاندارد حرفه اى بازى براى کسب پیروزى با مهره سفید، یا یک مساوى با مهره سیاه را دوست ندارد. اگر درصد مساوى هایش کمتر از دیگر رقیبانش است به این خاطر میباشد که به باخت هاى گاه و بیگاه اهمیت نمیدهد. نسبت به اغلب استادان بزرگ، حملات جناحى در بازى او بیشتر وجود دارد و این عمدى است. در حمله جناحى کمتر احتمال هدایت بازى به سمت ساده شدن یا تساوى هست.

اما حمله جناحى در بازیهاى لارسن از طریق هجوم با پیاده ساده انجام نمیگیرد،و به طور معمول با عملیات ترکیبى مهره هاى سنگین صورت مىگیرد.

یکى از ترکیبات مهره اى مورد علاقه او ترکیب وزیر، اسب و پیاده hعلیه شاه قلعه رفته است. دیگرى وزیر، رخ و فیل از فواصل دور است.

 

 

 

میخائیل تال                    -۱۹۳۶

 

قهرمان جهان در سالهاى ۶۱-۱۹۶۰. میخائیل تال مورد عنایت و توجه بسیارى از خبرگان شطرنج بعنوان یکى از درخشانترین نوابغ فنى در تاریخ بازیها بوده است. تال داراى قدرت فوق العاده محاسبه، حافظه و متصور سازى وضعیتهاى غیرمعمول است. وقتى بچه هفت ساله اى بود، به کلاس درسى که توسط پدرش – که استاد دانشکده پزشکى بود – اداره میشد رفت و شب هنگام که به خانه برگشت تقریباً کلمه به کلمه درس را تکرار کرد. تال با نتایج خیره کننده اى از پیروزىها به قهرمانى جهان دست یافت.قهرمانى شوروى را در سالهاى ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸ بدست آورد، بلافاصله به پیروزى در مسابقات بین منطقه اى انتخابى براى عنوان جهانى ادامه داد. این تنها نتایج او نبود بلکه سبک و روش جذاب بىپرواى او که تعجب عمومى را برانگیخت، .و همچنین شکستش از بوتوینیک در مسابقه برگشت سال ۱۹۶۱ بود، که ایجاد شوک کرد. فقط بعدها بود که فاش شد تال تنها دو سه هفته بعد از مرخص شدنش از بیمارستان مسابقه را برگذار کرده است. یک بیمارى مزمن کلیه در تمام دوران بازیگریش او را آزرده و مانع اقتدار طولانى تر او در مراجع خیلى بالا شده است.

اشتیاق تال به شطرنج از هر استاد بزرگ دیگرى قدم فراتر نهاده است. او براى روزنامه ها گزارش تهیه میکند، بازیهایش را تفسیر میکند و در زمان بین دورهاى مسابقه و تورنمنت ها در بازى بیلیتز با زمان پنج دقیقه شرکت مىجوید. او را پاگانینى شطرنج نامیده اند و شهرت او براى پیروزى حتى در وضعیتهاى ضعیف، بعلاوه نگاه هیپنوتیزم کننده او بر حریف، سبب شد تا استاد بزرگ آمریکائى بنکو قبل از ملاقات تال در یک تورنمنت کاندیداتورى، عینک تیره به چشمش بزند.

استعداد درخشان تال براى ترکیب مهره ها، به سختى میتواند توسط یک استاد پرقدرت آموخته شود چه برسد به یک بازیکن متوسط.اما درس بزرگى از بازى او مىتوان آموخت.اول، غوطه ور ساختن بازى در پیچیدگى هاى مبهم و نامفهوم اغلب حریفان را ناراحت میکند و یک حمله همراه با قربانى در چنین شرایطى ممکن است کارگر افتد حتى اگر بطور عینى دقیق نباشد. دوم،همانگونه که آلخین از آن برخوردار بود، میل و خواهش رقابت جویانه از اهمیت والائى برخوردار است.و سوم،تمرین و آزمایش واریانت هاا در بازى سریع.

اگرچه مورد مخالفت بعضى کارشناسان شطرنج نیز قرار دارد- روش علمى مفیدى جهت آمادگى براى مسابقات بزرگ میباشد.

 

 

 

بوریس اسپاسکى                      -۱۹۳۷

 

اسپاسکى، از اهالى لنینگراد، بعد از شکست بزرگش در مسابقه بر سر عنوان قهرمانى به بابى فیشر درریکیاویک بسال ۱۹۷۲، مشهورترین بازنده شطرنج شد. در سنین کودکیش از او به عنوان یک اعجوبه نام برده میشد و قبل از آنکه در فینال قهرمانى ملى حضور یافته باشد وى را براى یک تورنمنت بین المللى انتخاب نمودند. این مسابقات در بخارست بسال ۱۹۵۳ بود و اسپاسکى با شکست دادن اسمیسلف بازیکن برجسته اى در جهان (در آنزمان) ورودافسانه اى اش را به جهان اعلام داشت.

اواسط دهه ۱۹۵۰ بسیارى بر این عقیده بودند که اسپاسکى بزودى قهرمان جهان میشود. اما ضعف عصبى اش باعث شکست وى در بازیهاى حساس قهرمانى شوروى (سالهاى ۱۹۵۸و۱۹۶۱) در طى یک مسابقه در چند سال بعد، بوریس احساسش را در ضمن بازى حساسش  با تال در ۱۹۵۸ – جائیکه عنوان قهرمانى شوروى مطرح بود -تشریح کرد:"بازى موقتاً تعطیل و به روز دیگرى موکول شد و من موقعیت خوبى داشتم، اما به واسطه تحلیل زیاد بازى خسته شده بودم و روز بعد بدون تراشیدن ریشم بازى را از سرگرفتم.معمولاً قبل از انجام بازیهاى مهم دوش میگرفتم و بهترین لباسم را مىپوشیدم و سعى مىکردم در بهترین حالت خود باشم. اما آن روز من خیلى خودم را با تجزیه و تحلیل بازى درگیر کرده بودم و وقتى سر میز بازى رسیدم خیلى ژولیده و نامرتب بودم. یادم است تال به من پیشنهاد تساوى داد اما من امتناع کردم. بعد احساس برترى افول کرد و رشته بازى از دستم خارج شد. حالا من پیشنهاد تساوى دادم و تال امتناع کرد. وقتى به ادامه بازى تن دادم سالن از هیجان منفجر شد، اما من گیج بودم و بسختى مىتوانستم بفهمم که دارد چه اتفاقى مىافتد. احساس میکردم دنیا روى سرم خراب میشود. بعد از بازى به خیابان رفتم و مثل یک بچه گریستم.

بحران زندگى شخصى که حوالى سال ۱۹۶۰ گریبانگیر اسپاسکى شد – با مربى قدیمش بهم زد، بخاطر رفتار ناشایستش در بازیهاى المپیک شطرنج دانش آموزان براى یکسال از سفر خارجى محروم شد و از اولین همسرش با گفتن این جمله که:"ما مثل دو فیل با رنگهاى متضاد هستیم"طلاق گرفت-با گرفتن یک مربى جدید (بانداروسکى آرام و منطقى) به آرامش گرایید: اسپاسکى بالاخره همه موانع را با موفقیت پشت سرگذاشت و در سال ۱۹۶۶ بر سر عنوان قهرمانى جهان رودرروى پتروسیان قرار گرفت اما بگونه اى غیرمنتظره از او شکست خورد. او هنوز به اندازه کافى تکامل نیافته بود که قهرمان جهان شود. اما در سال ۱۹۶۹ در فینال بازیها پتروسیان را قاطعانه شکست داد و شگردى که در این بازى به کار برد بنام تکنیک حمله اسپاسکى نام گرفت- کنترل مرکز، سپس روانه ساختن مهره ها در روى خطوط باز.

هنگامیکه اسپاسکى عنوان قهرمانیش را تثبیت نمود.شطرنج دوستان انتظار شکوفایى دوره جدید و متهورانه اى را داشتند که روش خشک و بیروح پتروسیان به باد فراموشى بسپارد. اما همه با ناامیدى روبرو شدند. اسپاسکى عنوان جهانى را بارى سنگین یافت و تنها خاطره بیاد ماندنى که از خود بجا گذاشت غلبه اش بر بابى فیشر آمریکایى در مسابقات المپیک شطرنج ۱۹۷۰ بود. هنگامیکه فیشر بالاخره براى جدال بر سر عنوان جهانى تعیین شد (سال ۱۹۷۲) و تهدید به باز پس گرفتن عنوان جهانى کرد،اسپاسکى اغلب بواسطه یک احساس قوى تسلیم گرایانه، افسرده و غمگین بود.سرانجام عنوان قهرمانى را تسلیم کرد و بدنبال آن جایگاه رفعیش در جامعه شوروى از دست داد، نیز توسط کارپف و کورچنوى از دو سرى مسابقه انتخابى براى عنوان جهانى حذف شد و بالاخره با زن فرانسوى اش –زن سوم- در نزدیکى پاریس خانه نشین گردید.

صحبت از قهرمان جهان که نبوغ و استعدادش هرز رفت کار چندان ساده اى نیست اما ارمغان طبیعى اسپاسکى براى ورزش شطرنج بحدى بود که مىبایست زودتر از اینها قهرمان میشد و آنرا براى مدتى طولانىترى نگه میداشت. در مورد او کمى تنبلى و کمى عدم قاطعیت در بارآورى خردمندانه قرایح موجب واپس ماندگى شد.شاید با فداکارى و صرف انرژیى که تال یا آلخین، بعنوان مثال،براى شطرنج بکار بردند اسپاسکى مىتوانست یکى از بزرگترین قهرمانان جهان باشد.

 

 

 

بابى فیشر                         -۱۹۴۳

 

روبرت جى.(بابى) فیشر،جنجالیترین بازیکن همه ادوار،بعد از تصاحب عنوان قهرمانى جهان از اسپاسکى و قبل از محروم شدن از مسابقات و تورنمنتها نام خود را بعنوان یک افسانه زنده در تاریخ شطرنج به ثبت رساند. عنوان جهانى، تایمانوف و لارسن (هر دو از استادان بزرگ جهان) را با نتیجه ۰-۶ و ۰-۶ شکست داد و بر اثر یک غفلت و اشتباه فاحش قبل از غلبه بر قهرمان جهان دو بازى را به وى واگذار نمود.

فیشر شطرنج را در شش سالگى آموخت، اما بزرگترین حادثه براى او- بعنوان یک شطرنجباز جوان – وقتى رخ داد که مادرش تصمیم گرفت که آنها در بروکلین اقامت کنند. زندگى شطرنجى در نیویورک – با کلوپهاى پررونق مانهاتان و مارشال و سالنهاى شطرنج – محیط مساعدى براى یک عده بازیکن شایسته استادى بزرگ ایجاد کرده است و فیشر مهارتهاى شطرنجىاش را با بازیهاى بیلیتز و مطالعه تئوریهاى شطرنج شوروى افزایش میداد. نتیجه این تمرین و ممارست مفرط – که با غفلت و اهمال از کار کلاسیک شطرنجى توام بود – آن شد که در ۱۴ سالگى به مقام قهرمانى مردان ایالات متحده رسید.

فیشر احتمالاًً در آن زمان درست نمیدانست که پله هاى بعدى براى دستیابى به قهرمانى جهان – که در آن زمان در دست بوتوینیک بود – چگونه هستند.در آن دوره او خود را براى تورنمنت انتخابى آماده میکرد و در اولین تلاشش توانست در سن ۱۵ سالگى به مقام جوانترین استاد بزرگ دست یابد.گروه بهم فشرده استادان روس به آسانى رقیب کم تجربه شان را در سال ۱۹۵۹ و ۱۹۶۲ کنار زدند و فیشر سپس تقاضا کرد که سیستم بازیها در مرحله یک هشتم از شکل تورنمنت به یک سرى مسابقه حذفى تغییر کند و این درخواست پذیرفته شد .

تحت این سیستم بود که در سال ۱۹۷۱ توانست رقبایش راشکست داده و بعد از یکسال نیز به اسپاسکى غلبه کند. مردم حتى فیشر را بیشتر از بازى بزرگش علیه اسپاسکى، بخاطر ستیزه جویى و غرابتش بیاد دارند. مسابقه اش با رشوسکى در ۱۹۶۱ با یک رسوایى و مرافعه جنجالى پایان گرفت و بعد از سر و صدا و اعتراضى که بر سر جدول بازى براه انداخت از شرکت در مسابقات ۱۹۶۷ کناره گرفت. فقط هنگامى که سرمایه گذار انگلیسى ،جیم اسلاتر، جایزه پنجاه هزار پوندى را دو برابر کرد ترغیب شد که براى رودررویى با اسپاسکى عازم ایسلند شود- البته میانجیگرى هنرى کسینجر،وزیر امور خارجه وقت آمریکا نیز بىتاثیر نبود. سرانجام هنگامیکه فدراسیون جهانى شطرنج قانون قبلىاش – که اگر مسابقه ۹-۹ خاتمه پذیرد عنوان قهرمانى همچنان در دست قهرمان سابق باقى خواهد ماند- را تغییر داد و اعلام کرد که برنده کسى است که ده بازى را برنده شود فیشر عنوان قهرمانى را بدون مبارزه به کارپف واگذار نمود.مطالبات رسمى فیشر غیر قابل قبول بودند. وى براى مسابقه در نظر گرفته شده با کارپف و یک مسابقه برگشت با گلیگوریک در ۱۹۷۹ – که صورت نگرفت – یک میلیون دلار یا بیشتر مطالبه کرده بود. علیرغم وجوهى که فیشر بجیب استادان معمولى شطرنج  میریخت تضاد شدیدى میان این ارقام و ارقامى که در تورنمنتهاى بین المللى تعیین میشد وجود داشت. جدا از درخواست پول زیاد، توقعات بسیار فیشر در رابطه با نور سالن، صداى تماشاچیان و جزئیات دیگر بازى نیز وجود داشت ولى همه این بهانه ها دال بر این بود که فیشر در وضعیتى قرار گرفته که ترس از شکست، ترس از بازى در حضور جمع بروى غلبه یافته است. وگرنه چه جز پیروزى بر کاسپارف یا کارپف میتوانست شهرت و آوازه او را افزایش دهد.شاید قوانین رسمى روزى وى را وادار به بازى نماید، اما احتمال بیشتر این است که او نیز بدنبال مورفى استاد بزرگ دیگرى خواهد رفت که شطرنج را در اوج شهرتش کنار گذاشت. اما یک بازیکن معمولى از بابى فیشر چه میتواند بیاموزد؟ ابتدا تمایل به پیروزى. غریزه کشنده فیشر بر این اساس بود که پوزیسیونهائى را که اغلب استادان به محض رسیدن به آن پیشنهاد تساوى مىدادند ادامه میداد تا به فرصتهایى براى کسب برترى دست پیدا کند. جواب او به یک تقاضاى مساوى سریع این بود "البته که نه"بازى با او مشکل بود، از موقع شروع بازى صورت قوش وار و چشمان تیزبینش را به صفحه میدوخت و بندرت سرش را براى دیدن بازیهاى دیگر بلند میکرد.دستانى بلند داشت و انگشتانى که با آنها مهره هاى مخالف را به هنگام تصرف همچون پرنده اى که شکار را به چنگ گرفته در دست میفشرد. تمایل به پیروزى وى را قادر میساخت که با رکوردهاى بالا در مقابل حریفانش پیروز شود.همچون آلخین داراى یکنوع تعصب فکرى بود اما برخلاف او، فیشر تا موقعیکه بازیکن فعالى بود سلامتى اش را در حالت خوبى نگهداشت. فیشر دانش عمیقى راجع به خطوط گشایشى تند و تیزى که غالباً قبل از تورنمنتها آنها را تجزیه و تحلیل مىنمود داشت. استراتژىاش در پوزیسیونهاى ساده،آشکارا رسیدن به هدف کاپابلانکا بود. دانش گشایشىاش را خاصه بهنگام بازى با سفید بخوبى بکار میبرد در جائیکه کلاً فضا و کنترل بازى را در دست میگرفت از آن به گونه اى پرقدرت استفاده کرده و حریف را مجبور به دفاع مىنمود تا این که مقاومتش در هم شکسته شود. در فاصله سالهاى ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۰ در وضعیت کناره گیرى بود اما هنگامیکه در"مسابقه قرن "از نو حضور یافت به یکباره بازى جانانه اى انجام داد.

یکى از دلایل علاقه مردم به فیشر توانایى فوق العاده اش در خلق بازیهاى هیجان انگیز در مهمترین مقاطع مسابقه بود. این اتفاق به هنگامى که او دوباره در یکسال بعد با پتروسیان در آرژانتین رودررو شد اتفاق افتاد همانطور که فیشر در مسابقات جلو میرفت، جمعیت نیز افزایش مییافت و ازدحام تماشاچیان براى دیدن جدال استادان بزرگ افزون بر ۱۰۰۰۰ نفر مىشد.فیشر با ارائه یکى از بهترین بازیهاى عمرش به آن همه اشتیاق مردم پاسخ داد.

 

 

 

آناتولى کارپف                           -۱۹۵۱

 

کارپف، قهرمان جهان از ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵، بازیکنى است که دوران شطرنجىاش از آموزش حرکات تا کسب عنوان قهرمانى جهان – که توام با سختى یک مانع جدى بود- متوالیاً تحول یافت. کارپف شطرنج را در چهار سالگى یاد گرفت و اگر چه دور از شهرهاى مرکزى شوروى زندگى میکرد شهر کوچک زلاتست در اورال به سرعت پیشرفت کرد و در یازده سالگى نامزد عنوان استادى شد و زیر نظر بوتوینیک تعلیمات ویژه اى را فرا گرفت اولین پیروزى بین المللىاش در ۱۵ سالگى، تقریباً بگونه اى تصادفى روى داد، روسها فکر میکردند که دعوت به چکسلواکى براى یک مسابقه جوانان (زیر ۲۰ سال) است.

به این ترتیب کارپف براى تصاحب مقام قهرمانى زیر ۲۰ سال جهان، عنوان استادى بزرگ و بدست آوردن مکانى در سرى مسابقات ۷۵-۱۹۷۲  براى تعیین حریف فیشر جلو رفت. در اولین تلاشش اسپاسکى و کورچنوى را شکست داد و به واسطه عدم حضور فیشر در مسابقه فینال، موفق به کسب عنوان قهرمانى جهان شدو

رکورد جوائز نخست وى (به عنوان قهرمان جهان) در تورنمنتها به حدى است که شهرت تمام قهرمانان قبلى را تحت الشعاع قرار میدهد. شیوه او یادآور تکنیک کاپابلانکا – با ظرافتى بمراتب بهتر از فیشر – میباشد به عکس آمریکاییها او در هر موقعیتى تمایل به ادامه بازى تا به آخر را ندارد و به هنگام بازى با مهره سیاه پیشنهاد تساوى را زود هنگام مىپذیرد.

به استثناى مرحله فینال سال ۱۹۷۸ (مسابقه براى دفاع براى عنوان قهرمانى) علیه کورچنوى، کارپف در اوج مرحله خستگى و طاقت فرسایى بازىاش، یکى از سر سخت ترین استادان براى شکست دادن حریف بود. بندرت پیش میاید که در هر دوره مسابقه اى بیش از یک بازى را به حریف واگذار کند. حریف بود.حریف قدیمى کارپف، ویکتور کورچنوى در جایى گفته است که قهرمان جهان همچون ماهى سرد کامپیوتر مانندى است و در برخورد با خارجىها یکنوع احساس دورى و جدائى در طرف مقابلش بر جاى میگذارد. در ظاهر به نظر میرسد که به واسطه فشار تورنمنتها دچار ضعف و سستى شده باشد اما نتایج مسابقاتش عکس اینرا نشان مىدهد. او به عنوان قهرمان بر بهترین بازیکنان جهان غلبه یافته و در شمار بزرگترین استادان جهان – لاسکر، کاپابلانکا، آلخین،بوتوینیک و فیشر محسوب میگردد. در زندگى خصوصى، کارپف مرد مرموزى است.تمبر جمع آورى مىکند و رساله اى در باب "مشکلات و مسایل فعالیتهاى فراغتى (آزاد)"براى دانشگاه لینگراد نوشته است. در تابستان ۱۹۷۹ ازدواج کرد اما همسرش در همان      دوره اى که مقام قهرمانیش از جانب کاسپارف مورد تهدید قرار گرفته بود وى را ترک نمود. کارپف در شوروى یک قهرمان ملى است و در ۱۹۷۸ (یکسال بعد از پیروزى بر کورچنوى) به عنوان مرد سال ورزش شوروى برگزیده شد و از دست برژنف جایزه گرفت.

یک بازیکن معمولى از شطرنج کارپف چه میتواند بیاموزد؟ نخست، مهارت او در روش روى لوپز. همچون کاپابلانکا و فیشر – که این سیستم گشایشى مورد دلخواه آنها نیز بود – کارپف به ظرافتهاى این شیوه دلبستگى داشته  و آنرا در پى بدست آوردن امتیازهاى بالا در مسابقات (به هنگام بازى با مهره سفید) به کار میگیرد. در بازى شطرنج این خیلى مهم است که به گنجینه اى از واریانتهاى مختلف گشایشى – که به آنها خوب مسلط باشیم –مجهز باشیم تا از شانس بیشترى در بازى برخوردار شویم. روش کارپف در بکارگیرى سیستم روى تکنیک "عنکبوت" نامیده شده است. در بازى سعى بر کنترل فضاى جناح وزیر و بازى در جناح شاه دارد و هدف کلىاش محروم کردن حریف از خانه هاى مفید، محدود نمودن تحرک مهره هاى حریف و سپس نفوذ به هر یک از دو جناح میباشد.اغلب نتیجه آنست که زنجیره پیاده هآى کارپف کنترل صحنه را بدست میگیرند.

دومین ویژگى ممتاز کارپف که مىتواند راهنماى بازیکنان باشد قدرت او در آخر بازى است. در طى یک مصاحبه در لندن بسال ۱۹۷۲، گروهى از بازیکنان باشگاهى از وى پرسیدند براى بهبود و پیشرفت شطرنج چکار باید بکنیم؟ ما سیستمهاى گشایشى را به مقدار زیاد مطالعه میکنیم،و تمریناتمان نیز مرتب و منظم است، اما زیاد به روشهاى آخر بازى تسلط نداریم . کارپف در جواب گفت: عکس آن را مطالعه کنید، شیوه هاى آخر بازى را مطالعه کنید!

کارپف همچون فیشر تخصص بالایىى در اجراى آخر بازى رخ و فیل علیه رخ واسب دارد. اما در این زمینه تعصب ندارد و هنگامیکه مناسب تشخیص دهد از اسب و رخ علیه فیل و رخ استفاده میکند. در مونترال سال ۱۹۷۹ درجریان یکى از مشکلترین تورنمنتها – که جوائز ۵۰۰۰۰ پوندى و ۱۲۵۰۰ پوندى بدنبال داشت - کارپف با تال به مقام اول رسیدند. در این تورنمنت کارپف در طول یک بازى، نخست تفوق فیل علیه اسب را نشان داد و سپس برترى اسب علیه فیل را به نمایش گذارد.

سومین و بویژه مهمترین درسى که میتوان از کارپف آموخت ارزش و اهمیت جدیت و نظم پیگیر در مطالعه شطرنج میباشد. او دو ساعت در روز بازى میکند حتى مواقعى که در جریان رقابت و مبارزه در تورنمنتى نیست، بازیهاى حریفان بلقوه اش را تحلیل میکند، براى یافتن روشهاى گشایشى بهتر به تفحص مىپردازد و ابداعات جدید را در تجربه مىآزماید.

شکى نیست که وى به عنوان یکى از بزرگترین بازیکنان همه دوران در خاطره ها باقى خواهد ماند.

 

 

 

تونى مایلز                             -۱۹۵۵

 

تونى مایلز، اولین استاد بزرگ انگلیسى، الهام بخش نسلى از بازیکنان جوان انگلیسى براى کسب عنوان قهرمانى تیمى و انفرادى بوده است. او یک بازیکن حرفه اى موفق و استوار است که تقریباً در تمام تورنمنتهاى سراسر جهان بازى مىکند و رکوردى عالى در مقابل اغلب شطرنجبازان روس بجز کارپف داشته است. مایلز شطرنج را در ۵ سالگى آموخت اما خیلى به کندى پیشرفت کرد. حتى وقتیکه برنده جایزه قهرمانى مسابقات زیر چهارده سالان انگلیس شد مشخصه ویژه اى را که نشانگر استعداد خارق العاده اى باشد نشان نداد. اما هنگامیکه هنوز در سنین زیر بیست سال قرار داشت برنده یک جایزه بین المللى جوانان در فرانسه شد و در میدلند به برترى دست یافت. راى داوران بر آن شد که انگلیس را به مسابقات قهرمانى جوانان ۱۹۷۳ دعوت کردند و تونى مایلز و مایکل استین از امیدهاى اول این مسابقات بودند.مایلز در این مسابقات به مدال نقره دست یافت و در پشت سر بلیاوسکى از شوروى قرار گرفت ولى در همانجا تصمیم گرفت که مدال طلاى سال بعد را از آن خود کند.

در مسابقات قهرمانى دانشجویان سال بعد در مانیل آشکارا بهترین بازیکن بود. با قاطعیت حریف شوروى را در یک بازى درخشان شکست داد و علاوه بر قهرمانى به کسب عنوان استادى بین المللى نیز نائل شد. دو سال بعد از قهرمانى بین المللى جوانان به مقام استادى بزرگ ارتقا یافت. سپس اظهار داشت که "تنها چیزى که باقى مانده است رودررو شدن با کارپف است"و در سال ۱۹۷۷ چیزى نمانده بود که بعنوان حریف اصلى غربى وى شناخته شود. و اگر چه کارپف را دو بار در بازیهاى انفرادى در اسکارا سال ۱۹۸۰ و مسابقات بى.بى.سى ۱۹۸۳ شکست داد اما در نا امیدى رسیدن به دوره فعال و اوج جهت حضور در مسابقه بر سر عنوان قهرمانى دست و پا مى زد. در ۱۹۸۶ مایلز در یک سرى بازى معمولى رو در روى کاسپارف قرار گرفت اما با نتیجه خرد کننده ۵/۰ در مقابل ۵/۵ از وى شکست خورد.پس از بازى با او اظهار کرد "فکر میکردم با قهرمان جهان مبارزه میکنم نه با یک هیولاى ۲۲ چشم که همه چیز را در نظر دارد "و این گفته جزیى از فرهنگ شطرنج شده است.

اما یک بازیکن از مایلز چه میتواند بیاموزد؟ بالاتر از هر چیز یک راه عملى براى دست یافتن به پیروزى. در اوایل به گشایش1.e4  علاقمند بود عادت داشتن شکل تند و تیزى از دفاع سیسیلى را با  g6,c5بکار ببرد اما چند شکست سنگین از حریفانش وى را متقاعد کرد که باید به مجموعه بیشترى از گشایشها مجهز باشد تا بتواند برعلیه حریفان کمى ضعیفتر بدون هیچ ریسکى مبارزه کند. گشایشهاى حاضر و آماده براى بازیکنانى که چنین روشهایى را برگزیده اند سیستم انگلیسى و گشایش غیر مشخص 1,Nf3مىباشد.مایلز استفاده زیادى از اینگونه سیستمها مینماید و در همان زمان ایده هاى خاص خود را در گشایشها اجرا میکند.

جایزه نخست مایلز در تیلبورگ ۱۹۸۴ بعنوان بهترین نتیجه اى که انگلیسها در تورنمنتها داشته اند ارزیابى شد و از لحاظ طبقه بندى جهان در رده چهاردهم بود  و امتیاز برجسته اش (۲۷۷۰) در سطح قهرمانى جهان بود. کمى بعد جان نان امتیاز بالاتر ۲۸۰۰ را تصاحب نمود – اگر چه آنرا در المپیکهاى شطرنج تیمى در سالونیکا بدست آورده بود. در تیلبورگ، مایلز با امتیاز ۱۱/۸ بر حریفانش غلبه یافت. پنج بازى در یک ردیف را برد، سه آلمانى را شکست داد و پورتیش و اسمیسلف، نامزدهاى عنوان قهرمانى را ناکام گذاشت. این پیروزى مهمتر از رقابت اصلى اش براى کسب مقام مرد شماره ۱ اروپاى غربى بود.

یکسال بعد، در تیلبورگ ۱۹۸۵ بطریقى غیر عادى اول شد. با شروعى ضعیف آغاز کرد بعد کمرش آسیب دید و روى میز انتظاربیمارستان به  بازیها ادامه داد. عده اى را شکست داد، حریفانش در مورد میز اعتراض کردند اما داوران اعلام کردند که احتیاجى به نشستن آنها در پشت میز بیمارستان نیست. یک استاد بزرگ بازى را بطور همزمان در محل دیگرى انجام داد نفر دوم روى یک صفحه جداگانه بازى کرد و سومى با حرکات مضحکى به یک تساوى تن در داد.

تکنیک دیگر مایلز امتناع از بازى با گشایشهاى فرعى و دست دوم است. انجام مسابقه در سطح بین المللى یعنى بالغ بر ده ساعت کار طاقت فرسا در روز، و اغلب کارشناسان ترجیح مىدهند که بازیهاى بیشتر اما کوتاه ترى را که انرژى فکرى کمترى را طلب مىکند انجام دهند.ساده ترین راه دستیابى به آن تساویهاى سریع است که در مسابقات جهانى رخ میدهد. اما این کار فقط نیم امتیاز نصیب طرفین میکند و بازیکنى که به رده هاى بالا چشم دوخته است بایستى که قادر باشد که حریفان ضعیفتز را بدون زحمت زیاد شکست دهد.

سال ۱۹۸۰ بعنوان نقطه عطفى در زندگى مایلز بشمار مىرود چرا که وى براى اولین بار کارپف،قهرمان جهان را شکست داد و اولین حرکت گشایشىاش بقدرى نا مانوس و عجیب بود که نامى نداشت. مجلات شطرنج شوروى هفته ها درگیر این مسائله بودند که چگونه مىتوانند خود را راضى به چاپ این حرکت کنند.

 

 

 

یاسر سیروان                              -۱۹۶۰

یاسر سیروان موفقترین بازیکن نسل جدیدى از جوانان آمریکایى است که امتیازش را به تراز بین المللى رسانده است. در بیروت زاده شد و خانواده اش در همان اوان که پسرک کوچکى بود به ایالت کالیفرنیا مهاجرت نمودند و همچون بسیارى دیگر، بر اثر تبلیغات و هیاهوى بازى فیشر و اسپاسکى به بازى شطرنج کشیده شد و از همان سنین کودکى به طور جدى بدین ورزش پرداخت. کامیابیها خیلى زود به سراغش آمدند. در سال ۱۹۷۹ برنده جایزه قهرمانى جوانان جهان شد و اولین درجه استادى بزرگ را در لون پاین کسب کرد.در سال ۱۹۸۱ مشترکاً قهرمان آمریکا شد و در ۱۹۸۶ بتنهایى به این مقام رسید. و در سال ۱۹۸۰ کورچنوى را شکست داد،در المپیک شطرنج سال ۱۹۸۲ کارپف و در ۱۹۸۶ کاسپارف را مغلوب کرد.آرزو نهایىاش کسب عنوان قهرمانى جهان است و بهترین مقامى که تاکنون توانسته کسب کرده نفر دهمى مسابقات انتخابى ۱۹۸۶ بوده است .مشکل یاسر – مردى با علایق بسیار که شیفته زندگى در بهترین حالاتش است –آنست که چگونه این آرمانهاى حرفه اى، بدور از گرایشات بیمارگونه و افراطى بابى فیشر، سامان دهد. در اواخر دهه ۱۹۸۰ شواهد حاکى از این بودند که وى از نظر موقعیتى، به ده نفر برتر جهان شطرنج نزدیکتر شده است. یاسر،به خلاف فیشر، از شخصیتى طبیعى و عادى برخوردار است و در هر تورنمنتى که شرکت جسته نماینده خوبى براى آمریکا بوده است.چندى پیش وى در هستینگز، انگلستان بازى کرد و نمایشى در مقابل ۲۵ دانشجوى جوان در کلوپ شبانه لندن ترتیب داد. قبل از بازى اصرار داشت که با حریفش دست دهد و براى همه در آنها در آخر بازى جمله اى دلسوزانه در چنته داشت. یاسر در مقابل جوانى که داشت شیرینى مىخورد و نمیتوانست با او دست دهد ،مکثى کرد،تبسمى نمود،چشمانش را بست و دستهاى او را فشرد، بعد دستانش را پاک کرد و به بازى پرداخت. اما آنچه از یاسر میتوان آموخت شطرنج پوزیسیونى قدرتمند – نمونه اى از روش آمریکایى- است .همچون روشوسکى و پیلز برى وى نیز با گشایشهاى استراتژیک آغاز میکند. گشایش مورد دلخواه وى سیستم انگلیسى است که به خاطر انعطاف پذیرى و ویژگیهاى نا مشخص آن در میان استادان شطرنج رواج دارد.سیروان تمایل دارد که سیستم انگلیسى را براى کسب فضا در جناح وزیر بکار برده سپس از جناح دیگر از خطوط عقب به جناح شاه حمله ور شود.این یک استراتژى قوى است اگر همه جانبه در آن دقت شود و سیروان از جمله کسانى است که آنرا خوب بکار میبرد.

بازیهاى بین المللى سال ۱۹۸۰ نشان داد که سیروان بعد از فیشر بزرگترین بازیکن آمریکا است. جایزه اول را مشترکاً با براون – سه بار قهرمان آمریکا – تصاحب کرد، با سه بازى باقیمانده به درجه استادى بزرگ رسید و کورچنوى را حذف کرد.

 

 

 

گرى کاسپارف                       -۱۹۶۳

 

کاسپارف قهرمان جهان بازیکنى است که تکنیک پویا، جاذبه شخصى و نتایج درخشانى که تاکنون احراز نموده از او چهره قدرتمندى ساخته است که مرد شماره یک همه رقابتهاى جهانى مىباشد. نام فامیل کاسپارف وینشتین بوده است اما آنها آن را تغییر دادند براى آنکه این طور شایع شده بود که مقامات شوروى تمایل ندارند که ستاره جدیدشان به نظر دیگران یهودى به نظر آید. نخستین بازهایش را در سنین ۱۱-۱۰ سالگى، استعداد غیر عادى وى را نشان مىدهد بگونه اى که روزنامه گاردین پیش بینى کرد که کاسپارف در سال ۱۹۹۰ قهرمان جهان خواهد شد. کاسپارف در کلاس مشهور بوتوینیک – جائیکه کارپف نیز درس قهرمانى را در آنجا آموخت – آموزش دید.در ۱۱ سالگى امتیاز خوبى در مقابل استادان بزرگ شوروى در یک مسابقه سیمولتانه بدست آورد و بازى خوب و سنگینى در مقابل کارپف و کورچنوى از خود ارائه داد.بعد یک دوره تنرل و پی رفت را گذراند. در سنین ۱۳ و ۱۴ سالگى دوبار در مسابقات قهرمانى زیر ۱۷ سال جهان شرکت کرد و در هر دوبار ناکام شد. ماها از او خبرى نبود و به نظر میرسید وى نتوانست آنگونه که از وى انتظار مىرفت توفیق یابد. اما درخشش کاسپارف در سال ۱۹۷۸ به همه چیز پاسخ داد. ابتدا کاسپارف در یک تورنمنت پرقدرت دعوتى شوروى- یادبود سوکولسکى- به پیروزى رسید سپس در یک تورنمنت سوئیس در مقابل ۶۴ تن از استادان و استادان بزرگ – که وى را  شانس اول قهرمانى شوروى قلمداد میکردند – به برترى دست یافت.آغاز کارش باعث جنبش و هیاهوى جهانى شد: پنجاه درصد امتیاز آورد و پولوگائوسکى کاندید عنوان قهرمانى جهان را به شیوه اى جالب با قربانى نمودن یک فیل شکست داد.بدنبال این موفقیت، فدراسیون شطرنج شوروى در تابستان ۱۹۷۹ وى را به یک تورنمنت قوى استادان بزرگ در بانجا لوکا، یوگوسلاوى، فرستاد – جائیکه او تنها فردى بود که عنوان استادى بزرگ را نداشت. امتیاز کاسپارف در بانجا لوکا حتى از امتیاز اولیه فیشر و اسپاسکى نیز در گذشت.او به ترتیب،از سطح تراز استاد بین المللى – با ۵ دوره به پایان مانده-گذشت، مقام نخست تورنمنت را با سه دوره به پایان مانده بدست آورد و عنوان استادى بزرگ را نیز کسب نمود – که فدراسیون جهانى شطرنج امتیازى این عنوان را بالا برده بود –در حالیکه دو دور به پایان مسابقه باقیمانده بود. نتیجه درخشان او در تورنمنت به حدى بود که اگر چنین تورنمنتى تکرار میشد کاسپارف قدرتمندانه خود را به تراز امتیاز کورچنوى رسانده و با وى مشترکاً رقباى انتخابى براى مبارزه با کارپف بر سر عنوان قهرمانى جهان میشدند.امتیازات برجسته در این رویداد تاریخى براى کاسپارف۵/۱۱ از ۱۵، سمیجکال (چکسلواکى) و آندرسون (سود) ۵/۹ پتروسیان (شوروى) ۹ امتیاز بود. در تابستان ۱۹۸۵ کاسپارف با کسب برترى در کوبا عنوان جوانترین استاد بزرگ جهان را تصاحب نمود.هنگامیکه کاسپارف هنور به شهرت نرسیده بود، بوتوینیک، مربىاش اظهار کرد " آینده شطرنج جهان در دستهاى این پسر بچه است." پیش بینى بوتوینیک در -این مورد که کاسپارف قهرمان جهان خواهد شد – در آن روزها از طرف محافل شطرنجى با خنده روبرو شد – اما بانجالوکا دهان همه را بست.

کاسپارف گامهایش را با استوارى به زمین نهاد. او خود اظهار نمود که رویاى قهرمانى را در سر پرورانده است، اما بر اساس اصل انتقاد از خود –که سنت مورد دلخواه بوتوینیک بود – اعلام نمود که فکر میکند نقطه ضعفش در دفاع وبازى با پوزیسیونهاى ساده باشد. بوتوینیک خود توضیح مىدهد "در همان سالهایى که کاسپارف بیش از دهسال نداشت من تحت تاثیر توانایى کاسپارف در ارزیابى و تحلیل سریع واریانتهاى پیچیده بودم که از تمایل بسیارش به سلطه کامل بر همه جوانب ناشى مىشد.

در سالهاى بعد، کاسپارف آنچه را که براى رسیدن به پرافتخارترین جایگاهاى جهانى لازم است بدست آورد. در سال ۱۹۸۱ قهرمان شوروى شد، بازیهاى قاره اى را با پیروزى پشت سر گذاشت سپس بلیاوسکى کورچنوى و اسمیسلف را در مسابقات انتخابى شکست داد و نامزد اصلى عنوان جهانى شد.بازى بر سر عنوان قهرمانى جهان با کارپف در سپتامبر سال ۱۹۸۴ آغاز گشت.پیروزى نصیب کسى میشد که جلوتر از دیگرى صاحب شش پیروزى شود. کارپف در همان حال که حریف جوانترش در جذبه غرور و اطمینان بیش از حد بخود غوطه ور بود ۰-۴ جلو افتاد. سپس کاسپارف یک مسابقه استراتژى را آغاز کرد. او با هدف به درازا کشیدن مسابقه تا فرارسیدن فصل زمستان روسیه و از این طریق به تحلیل بردن قواى فیزیکى برجسته حریفش، به یکسرى تساوىهاى سریع تن در داد.مسابقات به گونه اى ملال آور ۱۷باربه تساوى انجامید که براى مسابقه فینال قهرمانى خود رکوردى محسوب میشد و صداى کف زدن حضار را آهسته تر کرد و بالاخره به سوت کشیدن استهزا آمیز آنها انجامید.سرانجام کارپف دوباره به برترى دست یافت و ظاهراًبه اتکاى صبر و بردباریش به نتیجه ۰-۵ رسید.سپس قهرمان جهان(کارپف) دست به کارى زد که کاسپارف بعدها آنرا "یک طرح زمخت اشتباه آمیز "نامید. رویاى آناتولى کارپف در مقام  قهرمان جهان همیشه این بود که خود را به همان سطح امتیاز بابى فیشر یا بالاتر از آن برساند. شهرت افسانه اى فیشر غالباً بر اثر پیروزىهاى ۰-۶ او در مقابل تایمانوف و لارسن مىباشد. و حالا کارپف نیز یک شانس پیروزى با نتیجه ۰-۶ را پیش رو داشت. از این رو کارپف به برترى امتیازش تکیه کرد و منتظر لغزشى فاحش از طرف کاسپارف شد. اما مسابقه وارد چهارمین و پنجمین ماه خود شد و قدرت کارپف تحلیل مىرفت.بعد از ۴۸ بازى بالاخره امتیاز آنها به ۱-۵ و بعد از دو شکست کارپف به ۳-۵ رسید. مسئولان شطرنج شوروى از نحوه ادامه مسابقه شرمنده شده بودند، و بازى را از گراند هال به هتل اسپرت نقل مکان یافت.بعد از ۴۸ بازى، فلونسیوکمپومانز، ریس فدراسیون جهانى شطرنج تصمیم جهانى و بیسابقه ى مبنى بر لغو مسابقات گرفت. وى این مساله رادر یک کنفرانس جنجالى مطبوعاتى در مسکو اعلام کرد –جائیکه کارپف و کاسپارف هر دو اعلام کردند که مىخواهند به بازى ادامه دهند. فلونسیوکمپومانز بعد از آنکه تصمیمش را مورد تایید قرار داد هر دو استاد را به مباحثه خصوصى دعوت نمود. کارپف و کاسپارف هر یک دیگرى را مقصر قلمداد میکردند، جهان شطرنج از پایان ساختگى و کاذبى- بسیارى بر این تصور بودند که براى رهایى کارپف از موقعیت متزلزلش ساخته شده – که بعینه جلوى چشمش میدید مبهوت شده بود. با این همه حقیقت آن بود که هنوز احتمال بسیار زیادى بود که کارپف یک بازى را – قبل از آنکه کاسپارف ۳ بازى را ببرد- ببرد و سرى بعد مسابقات زیر یک فشار روانى در سال ۱۹۸۵ انجام گرفت.

کاسپارف به این نتیجه رسید که هنوز چیزهایى هست که او بایستى بیاموزد به یک سرى مسابقه با رقباى غربى مدعى عنوان جهانى پرداخت و خوش درخشید.

در نیمه نخست مسابقه ۱۹۸۵ (براى تعیین قهرمان جهان) کارپف در این اندیشه بود که گویا میتواند رقیب را ناکام بگذارد اکنون ۲۴ بازى باقى مانده بود، کافى بود کارپف بتواند این ۲۴ بازى را ۱۲-۱۲ مساوى کند تا سریر قهرمانى را پیش خود نگه دارد. سرانجام امتیاز آنها در نیمه به ۵/۴ به ۵/۵ رسید، بازى بعدى از حساسیت خاصى برخوردار بود و روحیه کارپف خوب بود.اما استعداد و زیرکى کاسپارف شکوفا شد و از آن لحظه همه چیز بر وفق مراد قهرمان جدید پیش رفت.

در نیمه دوم مسابقه، کاسپارف عمدتاً کنترل بازیها را در دست داشت و در حالیکه کارپف در پى جمع آورى امتیاز بود مسابقه را قدرتمندانه با یک برد در بیست و چهارمین بازى (فینال) به اتمام رساند. دوره شطرنجى اخیر کاسپارف آنچنان توام با موفقیت و پیروزى بوده است که کمتر فرصت آنرا یافته است با مهارتهاى عجیب و قدرتمندش را علیه مقاومتهاى نا پایدار حریفانش به کار گیرد.کاسپارف مسابقات بروسلز ۱۹۸۶ را با اقتدار برنده شد، در المپیک شطرنج سال ۱۹۸۶ تیم شوروى را به مدال طلا رساند (انگلیس به مدال نقره دست یافت) و تونى مایلز را با نتیجه درخشان ۵/۰-۵/۵ شکست داد.

این قدرت عظیم تکنیک شطرنجى کاسپارف است که باعث مىشود تا او کنترل استراتژیک بازى را به خوبى حفظ کرده و تنها در لحضات قطعى قریحه تاکتیکىاش را به میدان بکشاند.این بلوغ و کمال غیر عادى را از بوتوینیک نشات گرفته است.

 

 

 

نیگل شورت                   -۱۹۶۵

نیگل شورت قابلیتهایش در سن ۱۴ سالگى برتر از کاسپارف بود و در این رابطه شاید فقط قابل مقایسه با فیشر و مکینگ – کسانى که قهرمان ملى بودند و در آن سن توانایى مبارزه در سطح جهانى را داشتند- باشد.شورت در ۱۴ سالگى براى تصاحب مقام قهرمانى انگلستان عزم کرد و ناکام شد. درست چند ماه قبل از این مسابقات موفق به اخذ عنوان استاد بین المللى شده بود.

یکى از خصوصیات بارز نیگل شورت- که همه را شگفت زده میکند- آن است که وى جوانى عادى با رفتارى طبیعى و به دور از دمدمى مزاجى و تناقض گویىهایى است که مردم به همه شطرنجبازان برجسته – و از جمله فیشر – منتسب میکنند. شگفتى دیگر او مهارت بسیارش در پهنه موسیقى است.نیگل داراى غریزه طبیعى پیروى از اصول شطرنج است و همین موضوع پیشرفت سریع او را در شرایطى تضمین میکند اما شانس دیگر او این بود که در خانواده اى متولد شده است که منتهى سعى خود را در کمک به او جهت انجام تمرینات منظم و همچنین شرکت مستمرش در مسابقات و تورنمنتها مبذول میکردند.

در سن نه سالگى به یک تورنمنت مربیگرى گروهى از جوانان کشور معرفى شد و قادر بود براحتى با افراد بزرگتر از خودش بازى کند.قبل از آنکه برنامه شکوفایى استعدادها آغاز شود خیلى کم پیش میامد که بچه هاى نه ساله انگلیسى با افراد خارج از گروه سنى خودشان بازى کنند اما اکنون ما براى این رقابتهاى سنگین کودکان بر علیه جوانان و حتى افراد مسن ارزش قائلیم.در بهار ۱۹۶۵ شورت بعد از پیوستن به این گروه از جوانان توانست با موفقیت در مسابقات سالانه جرسى به رقابت بپردازد.یکى از خصوصیات اولیه نیگل که وى را از دیگر جوانان تیز هوش جدا میکرد اعتماد به نفس و صلابتش بود. در جرسى او یک رخ در آخر بازى از دست داد و پیتر کلارک (استاد) به وى مسیرى متفاوت را پیشنهاد کرد. نیگل به این توصیه وى عمل نکرد و طرح خودش را به اجرا گذاشت.این عکس العملى طبیعى از جانب کارشناسى مجرب بود اما اتکا به نفس این جوان ده ساله غیر عادى بود وقتى یازده ساله شد از اکثر تیزهوشان دیگر جلو افتاد و براى فینال قهرمانى مردان انگلیس انتخاب شد و دکتر جاناتان را که رکورددار دهسال قهرمانى کشور بود را شکست داد. این ویژگى اعجوبه هاى شطرنج است که معمولاً عملکرد خود را روى مقاصد استراتژیک شطرنج متمرکز میکنند، کارهاى ساده خوبى را میتوانند انجام دهند و در آخر بازى قوى میباشند.

بعد از حضور نوید بخش در بازیهاى قهرمانى انگلیس ،نیگل شورت همراه با چند شکست به پیشرفت خود ادامه داد.درسن ۱۲ سالگى در اولین حضورش در مسابقات بین المللى (بازیهاى۱۹۸۷ آئورونسون) موفق به کسب ۵/۵ امتیاز از ۱۰ امتیاز شد و تنها در مقابل بازیکنان برجسته شکست خورد. در دومین حضورش در مسابقات قهرمانى انگلیس در نیمه راه قهرمانى متوقف شد و سپس مدالهاى نقره و برنز مسابقات قهرمانى زیر ۱۷ سال را در سالهاى بعد تصاحب کرد- در این مسابقات او یکى از جوانترین بازیکنان بود. در واقع او نتوانست مدال طلا را کسب کند اما کاسپارف نیز همچون او ناکام ماند.در اواخر ۱۹۷۸ و اوایل ۱۹۷۹ روند پیشرفت نیگل به کندى گرایید،بعد ناگهان در طى چند ماه از سطح استاد ملى به درجه استاد بین المللى ارتقا یافت. مدیران موسسه جنوا براى اعلام رسمى موضوع، وى را به سویس دعوت نمودند. در استانه چهارده سالگى به نان (استاد بزرگ ) باخت. کمتر کسى میتوانست چنین چیزى را حدس بزند براى آنکه او ۵ حریف سویسىاش را شکست داده بود و در فینال نیز مرد شماره یک فرانسه (در مسابقات تیمى قهرمانى جهان ۱۹۷۶) را مغلوب کرده بود.پیروزى بر پریسمان برایش یک جایزه ۳۵۰۰ فرانکى معادل ۱۰۰۰ پوند به ارمغان آورد. در بازى قاطعش با وى نشانه هایى از شیوه اولیه کاپابلانکا – نظم و ترتیب ، سرعت، گسترش و ترکیباتى کوچک براى تحکیم برترى استراتژیک به چشم مىخورد.

شورت با تاکید و اهمیتى که به کنترل فضاى صحنه و بازى استراتژیک کلاسیک میدهد بیش از آنکه به روش لاسکر، تال و کورچنوى –تاکتیکى، پیچیده، روانشناسانه و مقابله جوایانه – عمل کند پیرو شیوه مورفى، کاپابلانکا، فیشر و کارپف است.همچون بسیارى از کلاسیکها علاقمند بازى با 1.e4و روش روى لوپز و دفاع فرانسوى مىباشد. کاپابلانکا و کارپف بعضى از اوقات از بازى با مهره سیاه امتناع کرده ، بازى را مساوى میکردند و نیروى اصلىاشان را براى بازى با مهره سفید نگه مىداشتند در حالى که شورت به هنگام بازى با مهره سیاه به روش کورچنوى از واریانت وینا و در دفاع فرانسوى

1.         e4        e6

2.         d4        d5

3.         Nc3     BB4

به عنوان یک سلاح مقابله جویانه استفاده میکرد.در مسابقات بین المللى ۸۰-۱۹۷۹ هستینگز ،نیگل شورت به اتکاى استعداد برجسته اش درخشش قاطعى از خود نشان داد. چهار استاد بزرگ – از جمله اندرسون سوئدى، برنده قبلى تورنمنت – را شکست داد. مسائله مهم نتیجه اى که بدست آورد نبود بلکه چگونگى پیروزیهایش بود که همه کارشناسان را تحت تاثیر قرار داد.

ترقى وپیشرفت شورت همچنان تدوام داشت. در سن ۱۸ سالگى عنوان استاد بزرگ را اخذ کرد و در ۲۱ سالگى در رده ده نفر اول جهان محسوب شد.نتایجى که در مسابقات ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ بدست آورد مسائله انتخاب وى بعنوان بهترین بازیکن غربى رقیب کارپف و کاسپارف را افزایش داد.در ۱۹۷۸ قویترین استاد بزرگ تورنمنتهاى ویجک آتورىوریکیاویک را شکست داد.مسئولین شطرنج شهر لندن وى را براى شش بازى سریع با کاسپارف مورد حمایت مالى قرار دادند.شورت بهتر از همه دیگر حریفان کاسپارف در مینى مسابقه بازى کرد و با نتیجه ۲-۴ از قهرمان شوروى شکست خورد. درخشش شورت در اوایل ۱۹۷۸ در یک بازى جالب با تیمان به حد اعلى رسید.

 هنگامیکه کاپابلانکا اولین کوبایى بود که به مقام قهرمانى جهان رسید، ایووه از هلند به همین عنوان دست یافت و بابى فیشر توانست اسپاسکى را شکست دهد، وضعیت شطرنج در کشورهایشان بهبود یافت. در همین رابطه مردم جهان بیشتر علاقمندند که در مسابقه براى کسب عنوان قهرمانى جهان یک رقیب غربى نیز حضور داشته باشد – به عوض آنکه هر دو مبارز روس باشند.چرا که این موضوع خود از طرفى بر جذابیت و هیجان بازى مىافزاید و از جانب دیگر موجب رشد ورزش شطرنج در دیگر نقاط جهان خواهد شد.

                                                                نقل از سایت فدراسیون شطرنج ( ایران چس)

نظرات

نام

ایمیل   (نمایش داده نخواهد شد)
نظر

حامیان


قهرمانان
  • قهرمانان جهانی - اسیائی و کشوری
    قهرمانان جهانی - اسیائی و کشوری

  • استاد بزرگ شاهین لرپری زنگنه
    استاد بزرگ شاهین لرپری زنگنه
    کسب عنوان برترین بازیکن جوان آسیا از سوی فدراسیون شطرنج آسیا (2016)
    شرکت در مرحله نیمه نهایی مسابقات قهرمانی کشور وراه یابی به فینال مسابقات در سال 1396
    نایب قهرمانی لیگ برتر باشگاهای کشوربه همراه تیم ذوب آهن وکسب مقام اول (میز1) در سال 1395
    کسب اخرین نورم استاد بزرگی در مسابقات المپیادجهانی به همراه تیم ملی بزرگسالان
    کسب مقام سوم قهرمانی جهان در رده سنی زیر 18 سال -2016
    کسب مدال طلای تیمی قهرمانی جهان در المپیاد زیر 16 سال 2015 - مغولستان
    کسب عنوان قهرمانی اسیا در رده سنی زیر 16 سال - 2015(کره جنوبی)
    کسب مقام دوم مشترک اوپن گرجستان 2015
    کسب اولین نورم استادبزرگی در تیرماه 94 (بلغارستان)
    کسب عنوان استادی بین المللی در فروردین 94(تایلند)
    کسب عنوان سومی تیمی مسابقات المپیاد جهانی 2014 مجارستان
    قهرمان اسیا در رده سنی زیر 16 سال -2014- هند
    کسب مدال تیمی مسابقا بین المللی قونیه ترکیه 2014
    کسب مدال برنز تیمی مسابقا بین المللی قونیه ترکیه 2013
    مقام دومی قهرمانی اسیا - رده سنی زیر 14 سال - ایران 2013
    مقام دوم تيمي و كسب مدال نقره ميز 5 در المپياد جهاني زير 16 سال (تركيه - 2012)
    مقام اول تیمی مسابقات قونیه - ترکیه 2012
    قهرمان اسیا در رده سنی زیر 14 سال سريلانكا و کسب مدال تیمی زیر 14 سال
    کسب مدال نقره تیمی سریع زیر 14 سال سریلانکا 2012
    مقام چهارم (مشترک با سوم ) جهان زیر 12 سال برزیل 2011
    قهرمان اسيا زير 12 سال فیلیپین 2011
    مقام ششم جهان زیر 12 سال 2010 یونان
    مقام هفتم جهان زیر 10 سال ترکیه 2009
    قهرمان اسيا زیر 10 سال 2009 هند و همچنین طلای تیمی زیر 10 سال
    مقام اول كشور در رده سني زير 12 سال
    مقام چهارم مسابقات زیر 14 سال قهرمانی جهان 2011
    قهرمان کشوردر سال 90-1389
    کسب مدال طلای asean ویتنام 2009 و اخذ عنوان استادی فیده
    کسب مدال تیمی زیر 10 سال - ویتنام 2008

  • استاد بین المللی  نیما جوانبخت
    استاد بین المللی نیما جوانبخت
    کسب مقام سوم اسیا در رده سنی زیر 20 سال - 2015 قرقیزستان
    کسب مقام قهرمانی کشور در رده سنی زیر 20 سال - 1394
    کسب مقام دومی مسابقات سریع و چهارمی متعارف قهرمانی اسیا - رده سنی زیر 18 سال -ایران 2013
    كسب مقام دوم تيمي در مسابقات المپياد جهاني زير 16 سال (استانبول 2012)
    مقام چهارم زير 16 سال اسيا (2012 سريلانكا)
    مقام اول اسيا در مسابقات سريع و بليتس زير 16 سال اسيا (2012 سريلانكا)
    مقام دوم تيمي زير 16 سال اسيا (2012 سريلانكا)
    مقام ششم مسابقات قهرمانی جهان در رده سنی زیر 16 سال 2011
    قهرمان جشنواره سراسری کشور در سال 90
    مدال نقره زیر 16 سال اسیا فیلیپین 2011
    نفر سوم مسابقات قهرمانی کشور در رده سنی زیر 16 سال
    مدال برنز تیمی المپیاد جهانی2011 - مدال طلای انفرادی المپیاد جهانی 2011
    مدال طلای تیمی مسابقات ازاد ترکیه 2011

  • استاد فیده انوشا مهدیان
    استاد فیده انوشا مهدیان
    مقام اول مسابقات قهرمانی بانوان کشور سال 1397 و عضویت در تیم ملی کشور
    نائب قهرمان کشور در رده سنی زیر16سال 1397
    مقام سوم مسابقات قهرمانی کشور رده زیر 20 سال97
    مقام سوم تیمی المپیاد جهانی شطرنج سال 2018
    نائب قهرمان کشور رده زیر 20 سال کشور 96
    قهرمان کشور در رده سنی زیر 16 سال 1396
    نائب قهرمان مسابقات سریع آسیا رده سنی زیر 20 سال 1396
    نائب قهرمان کشور مرحله اول ودوم رده سنی زیر 14 سال 1395
    نائب قهرمان مرحله اول کشور رده سنی زیر 20سال 1395
    مقام سوم کشور در رده سنی زیر 14 سال دختران - 1394
    قهرمان کشور در رده سنی زیر 20 سال دختران - 1394
    قهرمان کشور در رده سنی زیر 12 سال - 1393
    مقام سوم مسابقات قهرمانی کشور رده سنی زیر ١٢سال _ 1392

  • هستی خسروی
    هستی خسروی
    مقام دوم رده سنی زیر 10 سال1396
    کسب عنوان سومی قهرمانی جهان در رده سنی زیر 8 سال -216
    قهرمان کشور در رده سنی زیر 8 سال دختران - 1394
    نایب قهرمان رده سنی زیر 6 سال جشنواره کشور - 1392

  • محمد صادق نادری
    محمد صادق نادری
    قهرمان مسابقات اماتوزی اسیا- اصفهان 2016
    نایب قهرمان رده سنی زیر 14 سال پسران - 1394

  • محسن ترکان
    محسن ترکان
    نایب قهرمان مسابقات اماتوری اسیا- اصفهان 2016
  • امیرحسین بادکوبی
    امیرحسین بادکوبی
    کسب مقام سوم رده سنی زیر 14 سال کشور در سال 1391
    كسب مقام اول اوپن زنده ياد دكتر نوابي (كرمان -1391)
    نایب قهرمان مسابقات زیر 20 سال کشور در سال 1391
    مقام سوم در رده سنی زیر 12 سال در سال 90-1389

  • علیرضا آقائی
    علیرضا آقائی
    کسب مقام سوم رده سنی زیر 18 سال کشور در سال 1391
    مقام دوم تيمي زير 16 سال اسيا(سريلانكا2012)
    نفر دوم مسابقات قهرمانی کشور در رده سنی زیر 16 سال در سال 90-1389
    تکرار مقام دوم رده سنی زیر 16 سال کشور - سال 91-1390

  • فراز قلعه دار
    فراز قلعه دار
    نايب قهرمان اوپن زنده ياد دكتر نوابي (كرمان - 1391)
    قهرمان کشور در سال 1390 (رده سنی زیر 20سال)

  • استاد فيده پرنيان عباسي
    استاد فيده پرنيان عباسي
    کسب مقام سوم رده سنی زیر 12 سال کشور در سال 1391
    کسب مقام اول مشترک و عنوان استادي فيده مسابقات اسه ان در مسابقات اسه ان 2012
    مقام دوم قهرمانی کشور در رده زیر 10سال- سال 90-1389

  • رامیلا واگوهیان
    رامیلا واگوهیان
    مقام سوم زیر 18 سال 1396
    کسب مقام سوم بازیهای سریع مدارس اسیا در رده سنی زیر 15 سال دختران - تهران 2016
    نایب قهرمان کشور در رده سنی زیر 20 سال دختران - 1394
    نایب قهرمان کشور در رده سنی زیر 18 سال - 1393
    مقام سوم قهرمانی کشور - رده سنی زیر 14 سال - 1392
    مقام دوم زیر 8سال کشور در سال 1388

  • اشکان ازلی
    اشکان ازلی
    نایب قهرمان کشور در رده سنی زیر 16 سال(1392) و راهیابی به مسابقات قهرمانی اسیا(2014)
  • طناز ازلی
    طناز ازلی
    مقام سوم مسابقات قهرمانی بانوان کشور سال 1397 و عضویت در تیم ملی کشور
    نائب قهرمان کشور در رده سنی زیر 18 سال 1397
    مقام دوم مسابقات آسیایی رده سنی زیر 16 سال 2017
    مقام سوم سریع قهرمانی آسیا رده سنی زیر 16 سال 2017
    قهرمان کشور دررده سنی زیر16سال دختران 1395
    نایب قهرمان رده سنی زیر 15 سال دختران مدارس اسیا و کسب عنوان wcm - تهران 2016
    نایب قهرمان کشور در رده سنی زیر 14 سال - 1393

  • فاطمه مشهدی
    فاطمه مشهدی
    کسب مقام سوم زیر 12 سال کشور درسال 1397
    مقام سوم رده سنی زیر 10 سال 1396
    کسب عنوان دومی مسابقات سریع مدارس اسیا در رده سنی زیر 9 سال دختران - تهران 2016
    نایب قهرمان کشور در رده سنی زیر 8 سال دختران - 1394
    قهرمان کشور در جشنواره کشوری رده سنی زیر 6 سال - تهران - 1392

  • کیارش نجفی
    کیارش نجفی
    1390- مقام سوم تیمی دانش اموزان اسیا2011
    قهرمان استات اصفهان در رده سنی زیر 16 سال - 1394

  • خشایار رجبی
    خشایار رجبی
    مقام سوم تیمی دانش اموزان اسیا - 2011
  • امید کریمی
    امید کریمی
    دارنده مدال برنز قهرمانی کشور کم بینایان و نابینایان - 1395 رامسر
  • عسل کاظم زاده
    عسل کاظم زاده
    کسب عنوان بهترین بازیکن ریتینگ دار زیر 1900 بانوان اماتوری اسیا- اصفهان 2016
    قهرمان استان در رده سنی زیر 12 سال - 1393
    راهیابی به فینال قهرمانی کشور بانوان (انتخابی تیم ملی بزرگسالان)1393
    قهرمان استان در رده سني زير 10 سال دختران -1391
    قهرمان استان در رده سنی زیر 20 سال دختران - سال 1390
    مقام هفتم رده سنی زیر 10 سال کشور - سال 91-1390
    مقام چهارم مسابقات قهرمانی کشور رده سنی زیر 8 سال 90-1389

  • ایدا عباسی نفر چهارم کشور در رده سنی زیر 10 سال 91-1390 و قهرمان استان در رده سنی زیر 10 سال دختران
    ایدا عباسی نفر چهارم کشور در رده سنی زیر 10 سال 91-1390 و قهرمان استان در رده سنی زیر 10 سال دختران
    نفر چهارم کشور در رده سنی زیر 10 سال 91-1390
    قهرمان استان در رده سنی زیر 10 سال دختران

  • مسعود ایرانپور
    مسعود ایرانپور
    بهترین بازیکن با ریتینگ زیر 1800 مسابقات اماتوری اسیا- اصفهان 2016
  • علی کدخدائی
    علی کدخدائی
    بهترین بازیکن با ریتینگ زیر 2000 مسابقات اماتوری اسیا- اصفهان 2016
  • محمد جواد نادری
    محمد جواد نادری
    بهترین بازیکن بدون ریتینگ مسابقات اماتوری اسیا- اصفهان 2016
  • نگین ماجد
    نگین ماجد
    کسب عنوان بهترین بازیکن با ریتینگ زیر 1700 مسابقات اماتوری بانوان اسیا-اصفهان 2016
  • قهرمانان استان در سال 1398
    قهرمانان استان در سال 1398
    معرفی قهرمانان مسابقات استان در سال 1398
  • پدرام ناظمی
    پدرام ناظمی
    قهرمان بلیتس استان در سال 1398